• 8556 |
  • 1398/11/05 |
  • 17:34

6 بهمن 1342

از تماشای نمایش تا حضور در رستوران معروف؛ سفر تفریحی شاه و فرح به اتریش ادامه دارد!/ شاه: ملتی که دچار فقر، نبود عدالت اجتماعی و نقض حقوق بشر باشد قابل دوام و بقا نیست!/ در جنگ دوم جهانی از نبوغ پدر بزرگوارم نتوانستیم بهره ببریم/ به یک‌باره تصمیم قاطعی گرفته و تمام نقاط ضعف و فساد اجتماعی را ریشه‌کن کردم!/ اسدالله علم: دولت نماینده اقلیت ممتاز نیست!/ «انقلاب سفید» ما را به آرزوی ملی خود یعنی ایجاد ذوب آهن و صنعت پتروشیمی می رساند!
از تماشای نمایش تا حضور در رستوران معروف؛ سفر تفریحی شاه و فرح به اتریش ادامه دارد!

روزنامه «اطلاعات» به نقل از «رویترز» از وین گزارش داد: شنبه شب شاهنشاه و شهبانوی ایران در اپرای دولتی وین حضور یافتند و نمایش «دون جیووانی» اثر موزار را تماشا کردند.

اعلیحضرتین سپس در رستوران معروف ساشر، که خانواده هابسبوررگ اغلب به آنجا رفت و آمد می‌کردند، شام صرف کردند. بازی بولینگ شاهنشاه با قهرمان اتریشی نیز باعث حیرت همگان گردید.1

 

شاه: ملتی که دچار فقر، نبود عدالت اجتماعی و نقض حقوق بشر باشد قابل دوام و بقا نیست!
روزنامه «کیهان» نوشت: شاهنشاه به ملت ایران در نخستین سالروز انقلاب شاه و مردم پیامی صادر فرمودند.

در بخشی از این پیام آمده است: این نکته مسلم است که در دنیای امروز ملتی که دچار فقر و عدم عدالت اجتماعی باشد و حقوق بشر و حرمت افراد در آن رعایت نگردد قابل بقا و دوام نبوده و دیر یا زود محکوم به زوال و اضمحلال خواهد بود.

 

در جنگ دوم جهانی از نبوغ پدر بزرگوارم نتوانستیم بهره ببریم

در جنگ دوم هم که ایران در پرتو لیاقت و نبوغ پدر بزرگوارم در راه ترقی و پیشرفت گام‌های سریعی برداشت که انظار و توجه جهانیان را به خود معطوف داشته بود، متأسفانه فرصت و مجال بهره‌برداری از زحمات آن پیشوای مصلح به ما داده نشد.

 

به یک‌باره تصمیم قاطعی گرفته و تمام نقاط ضعف و فساد اجتماعی را ریشه‌کن کردم!

مجموعه این افکار و نیات و وقوف به آلام و دردهای درونی اجتماع شما مرا که هیچ‌گاه از فکر شما فارغ نبوده‌ام وادار ساخت که یکباره تصمیم قاطعی اتخاذ کنم و تمام نقاط ضعف و فساد اجتماعی را ریشه‌کن کرده و همگام با فرو ریختن اساس و شالوده کهن و فرسوده که باعث عقب‌ماندگی شما بوده است اصولی برقرار سازم و بنیادی بنا کنم که ملت و کشور من بتوانند با پیشرفته‌ترین وضعی که در این عصر ممکن و میسر گردد سنگ بنای جامعه نوین و مترقی خود را بنا نهند.2

 
اسدالله علم: دولت نماینده اقلیت ممتاز نیست!

به منظور بزرگداشت روز 6 بهمن، امروز جلسه مشترک مجلسین در کاخ سنا تشکیل شد. در این جلسه اسدالله علم، نخست‌وزیر، و هیئت دولت نیزحضور داشتند.

نخست‌وزیر در این جلسه گفت: در یک سالی که گذشت کارهای دولت همگی برای حمایت طبقات محروم و تقویت نیروهایی بود که بعد از انقلاب آزاد شده بودند. در عرصه بین‌المللی حیثیت کشور ما تغییر یافته است. اکنون هدف‌های دولت آرمان قاطبه مردم ایران شناخته می‌شود. دولت نماینده 22 میلیون جمعیت ایران است نه نماینده یک اقلیت ممتازه.

در جامعه نوین ایران روستاییان می‌بایستی تقویت شوند.3

 
«انقلاب سفید» ما را به آرزوی ملی خود یعنی ایجاد ذوب آهن و صنعت پتروشیمی می رساند!

جریان انقلاب سرانجام ما را به یکی از آرزوهای بزرگ ملی نائل می‌سازد؛ این آرزو ایجاد ذوب آهن و تأسیس صنعت پتروشیمی است. توجهی که در آینده کارگران به مراکز شهری خواهند داشت توفیق ما را در صنعتی کردن کشور تسهیل خواهد کرد.4

 

 

1. اطلاعات، 6 بهمن 1342، صص 1 و 4.

2. کیهان، 6 آذر 1342، ص 2. مرور پیام محمدرضا پهلوی به مناسبت اولین سالگرد به‌اصطلاح «انقلاب سفید» می‌تواند نکات بدیعی را در اختیار پژوهشگران تاریخ معاصر بگذارد؛ نخست آنکه شاه در حلقه محاصره اطرافیان متملق و گزافه‌گو چنان دچار توهم شده بود که گمان می‌کرد همه ریشه‌های فساد و موانع مشکلات از پیش رو برداشته شده و علاوه بر آن ملت ایران و به‌خصوص کارگران از مواهبی برخوردار هستند که در جهان کمتر کارگر و ملتی از آن متنعم هستند!

شاه به درستی می گوید «ملتی که دچار فقر، نبود عدالت اجتماعی و نقض حقوق بشر باشد قابل دوام و بقا نیست»، ولی در طول دوره سلطنت خود به تنها مواردی که به درستی نیندیشید و در راه تحقق آنها نکوشید ریشه‌کن کردن فقر و رسیدن به عدالت اجتماعی بود. اکثر مردم ایران در سال‌های ابتدایی دهه 1340 فقیر بودند، در اواخر سلطنت پهلوی نیز این گونه بود. اکثر مردم در روزهای آغازین به‌اصطلاح «انقلاب سفید» نیز بی‌سواد بودند، در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی نیز این گونه بود. مردم در ابتدای دهه 1340 نیز به مجرد انتقاد زندانی و در سیاه‌چال‌ها کشته می‌شدند، در اواخر عمر رژیم پهلوی نیز توسط ساواک و به فجیع‌ترین شکل ممکن حقوق آنها پایمال می‌شد.

نکته دیگری که باید در مرور پیام شاه به آن دقت کرد این نکته است که او می‌گوید: در جنگ جهانی دوم از نبوغ «رضاشاه» و ترقی حاصل از این نبوغ نتوانستیم بهره ببریم. سؤال اینجاست که اگر رضاشاه نابغه بود نبوغ او بایستی وضعیتی غیر از آنچه در شهریور 1320 ملت ایران دچار آن شد به‌وجود می‌آورد؛ وضعیتی که محمدرضا پهلوی در بهمن‌ 1342 آن را به گونه‌ای تصویرگر می‌شود که انسان به این نتیجه قطعی می‌رسد که در شهریور 1320 اثری از استقلال و عظمت ملت ایران باقی نمانده بود.

3. مشروح مذاکرات مجلس سنا، 6 بهمن 1342. درباره اظهارات اسدالله علم، نخست‌وزیر و وزیر دربار پهلوی، نکاتی هست که باید به آنها توجه کرد:

  • اسدالله علم می‌گوید «دولت نماینده اقلیت ممتاز نیست»، ولی کافی است در این زمینه به خاطرات 20 فروردین 1351 او نگاهی بیندازیم که به صراحت دولت را اقلیتی می‌داند و می‌خواند که چون قوم فاتح بر ملتی مغلوب حکمرانی می‌کنند: «کافی است به دور و برمان در این مملکت نگاه کنیم و ببینیم که ما طبقه حاکمه، چنان رفتار می‌کنیم که گویی قوم فاتحی هستیم که بر کشور مغلوبی حکومت می‌کنیم و طبیعی است که مردم از این متنفر باشند.» رک: اسدالله علم، گفتگوهای من با شاه (خاطرات محرمانه امیر اسدالله علم)، ج 1، تهران، طرح نو،‌ بهار 1371، صص 324ـ325.
  • اسدالله علم می‌‌گوید: بعد از «انقلاب سفید» از فقر و فلاکت مردم اطلاع یافته و برای رفع آن کوشیده‌اند و اصولا «انقلاب سفید» دیگر فقر و محرومیت را از میان برده و یا به زودی از میان خواهد برد، اگر به روزشمار اواخر دی و اوایل بهمن‌ماه 1342 دقت کرده باشید، خبرهایی در روزنامه‌ها مبنی بر سفر تفریحی شاه به خارج از کشور و هم‌زمان گرانی برخی اقلام ضروری و مایحتاج مردم از جمله گوشت منتشر می‌شد. همین اتفاقات در سال‌های بعد و هم‌زمان با سفرهای تفریحی شاه رخ می‌داد و اسدالله علم در خاطرات خود به آنها اشاره کرده است. اسدالله علم در خاطرات 23 فروردین 1353 خود می‌نویسد: «[به شاه] عرض کردم متأسفانه در داخله به واسطه غفلت متصدیان نه گوشت در دسترس مردم است نه شکر، نه گوشت مرغ و مردم خیلی ناراضی هستند و این صحیح نیست. آخر چرا این پیش‌بینی‌ها را نمی‌کنند؟ همه چیز هم گران شده. تعجب است که شاهنشاه تمام گوش کردند، ولی همان‌طور که چشمشان را روی هم گذاشته بودند اصلا باز نکردند و یک کلمه جواب ندادند. من که شاهنشاه را می‌شناسم، می‌دانم که این به معنی این است که حرف تو را می‌شنوم ولی نمی‌خواهم جواب بدهم.»

 

  • علم در روزنوشت 17 اسفندماه 1347 نیز می‌نویسد: «شرفیابی شاه را در جریان تحولات اخیر قرار دادم و چند نکته را مطرح ساختم که او را ناراحت ساخت. گفتم دو برابر شدن آب‌بها مملکت را آشفته کرده است. آسفالت خیابان‌ها در حال از هم پاشیدگی است، فساد کارمندان گمرک رو به گسترش است و اعتبارات بانکی محدود شده و شرکت‌های زیادی رو به ورشکستگی می‌روند. دست آخر درباره بحران مالی دانشگاه‌ها به او هشدار دادم. شاه ناگهان از جا در رفت و مرا مورد حمله قرار داد و گفت: وقتی پولی به دستمان نمی‌رسد چه می‌توانیم بکنیم؟ پاسخ دادم هر بار که توجه اعلیحضرت را به کمبود پول جلب کرده‌ام پاسخ این بوده که این طور نیست. دولت به اندازه کافی پول در اختیار دارد و گزارش‌های من نادرست است. اما همین دیروز بود که اعلیحضرت درباره ولخرجی‌های شرکت نفت در زمینه پتروشیمی صحبت کردند.

 

  • چند روز بعد اسدالله علم در 27 اسفند همین سال تذکر خود را تجدید می‌کند و در شرح این تذکر در روزنوشت خود می‌نویسد: «شرفیابی ... یک بار دیگر موضوع افزایش آب‌بها را مطرح کردم، شاه گفت: تا کی مردم می‌توانند از چیزهای مجانی استفاده کنند؟ پیشرفت، پول می‌خواهد. پاسخ دادم افزایش 70 درصدی قیمت‌ها پیشرفت نیست، بلکه فقط بی‌عدالتی است ... گاهی بی‌اعتنایی او مرا آزار می‌دهد و ناچار می‌شوم روز بعد مطلب را مجددا مطرح کنم. تا کی می‌توانیم به مردم و نیازهایشان بی‌توجهی کنیم؟»

 

  • با وجود فقر و عقب‌ماندگی مفرط مردم و کشور در دوره محمدرضا پهلوی، او بدون هیچ گونه نگرانی به سفرهای تفریحی خارج از کشور می‌رفت. اسدالله علم در خاطرات روز 30 بهمن 1348 می‌نویسد: «امروز بعد از ظهر که به حضور شاه رفتم، وسط کار ماساژ و حمام بودند، دو ساعتی با هم صحبت کردیم. عرض کردم به نظر من ایشان هم در ورزش و هم در فعالیت‌های شبانه[!] افراط می‌کنند ... به تذکرم خندید ... بار دیگر پیشنهاد کردم به حد کافی خارج از مملکت بوده‌ایم و اکنون بهتر است برگردیم. مثل اینکه دنیا را بر سرش خراب کرده باشم، اما وظیفه من ایجاب می‌کند که به اطلاع برسانم که پادشاه ایران نمی‌تواند 45 روز را خارج از وطنش و صرفا بابت استراحت و سرگرمی بگذراند. مردم این چیزها را تحمل نمی‌کنند».

 

  • در شرایطی که محمدرضا پهلوی همچنان در خارج از کشور است قیمت برخی اقلام سه برابر می‌شود. اسدالله علم در خاطرات جمعه 2 تا چهارشنبه 7 اسفند ضمن تشریح سفر درمانی خود به ژنو که صرفا بابت معاینه چشم‌هایش صورت گرفته بود می‌نویسد: «از تهران خبرهای بد می‌رسد، بلیط اتوبوس‌ها ناگهان سه برابر شده است که باعث اعتراض شدید مردم شده‌، دانشجویان از حاضر شدن سر کلاس‌ها خودداری کرده‌اند و چند اتوبوس را آتش زده‌اند. آنها از حمایت مردم برخوردارند و تظاهراتشان رو به تشدید...»

 

  • شاه برای حفظ سلطنت دستور لغو افزایش قیمت‌ها را صادر می‌کند، ولی تنها مصیبت افزایش قیمت بلیط اتوبوس‌ها نبوده و با توقف آن حل نمی‌شد؛ علم می‌نویسد: «من ذاتا آدم صبوری هستم‌، ولی وقایع اخیر حسابی بدن مرا به لرزه درآورده است. هر یک از وزرا جداگانه به شاه گزارش می‌دهد و شاه نیز در نهایت دستورهایش را بدون کمترین مشورت با نخست‌وزیر بیچاره صادر می‌کند. چه بسا رمز دوام نخست‌وزیری‌اش در شش سال گذشته هم همین بوده است». رک: اسدالله علم، گفتگوهای من با شاه (خاطرات محرمانه امیراسدالله علم)، ج 1، تهران، طرح نو،‌ بهار 1371، ص 206.

 

این همه به خوبی نشان می‌دهد که وضعیت مردم بعد از به‌اصطلاح «انقلاب سفید» با قبل آن تغییری نکرده بود که اسدالله علم در یک‌سالگی رفراندوم کذایی از افتخارات و دستاوردهای آن سخن می گفت.

 

3. اسدالله علم می‌گوید: «در جامعه نوین ایران باید روستاییان تقویت شوند» ولی کافی است در این زمینه به اظهارات شاه که به دفعات میان سال‌های 1340-1342 بر زبان آورده بود توجه دقیق شود. شاه گفته بود باید ترکیب جمعیتی ایران که 75 به 25 و با اکثریت روستانشین و کشاورز بوده در سال‌های بعد به هم زده و این ترکیب وارونه شود. این برنامه زمینه‌ساز آن شد که کشاورزی ایران با توهم استفاده از صنعت در روستاها از بین رفته و ایران واردکننده بسیاری از محصولات کشاورزی که زمانی تولیدکننده آن بود شود و از سوی دیگر نیز روستانشینان که پس از اصلاحات ارضی نتوانسته بودند در زمین‌های تقسیم‌شده کار کنند به حاشیه شهرها رفته به فقر و بدبختی مضاعفی گرفتار شوند.

4. درباره این ادعای اسدالله علم که «انقلاب سفید ما را به آرزوی دیرینه خود، یعنی ایجاد ذوب آهن می‌رساند» نیز باید گفت این آرزوی دیرینه نه دستاورد انقلاب سفید که گدایی از کشورهای دیگر بود. در سال 1343ش دولت پهلوی قصد خود مبنی بر احداث کارخانه ذوب آهن را مطرح کرد و متعاقب این مسئله، پیشنهادهای مختلفی از طرف کشورهای صنعتی به ایران داده شد. اما نهایتا قرعه احداث کارخانه ذوب آهن اصفهان به نام اتحاد جماهیر شوروی خورد و این کشور شروع به احداث مهم‌ترین کارخانه ذوب آهن ایران در آن زمان کرد. عملیات احداث در سال 1346 آغاز شد و بخش‌هایی از این کارخانه در سال 1350 و برخی از بخش‌های دیگر آن در سال‌های بعد به بهره‌برداری رسید.

در این زمینه رک: چرا اتحاد جماهیر شوروی به احداث کارخانه ذوب آهن در ایران پرداخت؟

چاپ خبر