• 6833 |
  • 1398/03/11 |
  • 17:51

13 خرداد 1342

سخنرانی مهم آیت‌الله خمینی در روز عاشورا/اسرائیل، دشمن اسلام و ایران‏/مفت‌خور کیست؟/‎‏نصیحت و اخطار به شاه‏/تعهد سازمان امنیت از منبری‌ها/مگر شاه اسرائیلی است؟! به نظر سازمان امنیت شاه یهودی است؟!/تجمع و تظاهرات بیش از پانزده هزار نفر در مقابل مجلس شورای ملی/شعارهای ضد اسرائیلی در تجمع مردم/حمایت از آیت‌الله خمینی در برابر کاخ سلطنتی/باید خون دهیم و عاشورای حقیقی را بر پا کنیم/سخنرانی شیخ باقر نهاوندی در بازار تهران در دعوت مردم به قیام علیه دولت/پیشنهاد به ساواک برای جلوگیری از سخنرانی آیت‌الله خمینی/ما با دولت مشکلی نداریم!

سخنرانی مهم آیت‌الله خمینی در روز عاشورا

آیت‌الله خمینی به مناسبت فرارسیدن عاشورای حسینی در مدرسه فیضیه و در جمع روحانیون، طلاب، اهالی قم و زائران حرم حضرت فاطمه معصومه(س)‏ سخنرانی مهمی را ایراد کردند.

‏‏ایشان در این سخنرانی تصریح کردند: الآن عصر عاشوراست ... گاهی که وقایع روز عاشورا را از نظر می‌گذرانم، این سؤال‏ برایم پیش می‌آید که اگر بنی‌امیه و دستگاه یزید بن معاویه تنها با حسین، سر جنگ‏ ‏داشتند، آن رفتار وحشیانه و خلاف انسانی چه بود که در روز عاشورا با زن‌های بی‌پناه و‏ ‏اطفال بی‌گناه مرتکب شدند؟ بچه خردسال چه تقصیر داشت؟ زن‌ها چه تقصیر داشتند؟‏ ‏نظرم این است آنها با اساسْ سروکار داشتند، بنی‌هاشم را نمی‌خواستند، بنی‌امیه با‏ ‏بنی‌هاشم مخالفت داشتند، نمی‌خواستند شجره طیبه باشد. همین فکر در ایران ‏‏[‏‏وجود‏‏]‏ ‏داشت. اینها با بچه‌های شانزده، هفده‌ساله ما چه کار داشتند؟ سید شانزده، هفده‌ساله‏ ‏به شاه چه کرده بود؟ به دولت چه کرده بود؟ به دستگاه‌های سفاک چه کرده بود؟ لکن این فکر پیش می‌آید که اینها با اساس مخالف‌اند، با بچه مخالف نیستند. اینها نمی‌خواهند ‏که اساس موجود باشد؛ اینها نمی‌خواهند صغیر و کبیر ما موجود باشد.‏

‏‏

اسرائیل، دشمن اسلام و ایران‏

آیت‌الله خمینی در ادامه تصریح کردند: ‏اسرائیل نمی‌خواهد در این مملکت دانشمند باشد؛ اسرائیل نمی‌خواهد در این‏ ‏مملکت قرآن باشد؛ اسرائیل نمی‌خواهد در این مملکت علمای دین باشند؛ اسرائیل‏ ‏نمی‌خواهد در این مملکت احکام اسلام باشد. اسرائیل به دست عمال سیاه خود،‏ مدرسه‏ را کوبید. ما را می‌کوبند؛ شما ملت را می‌کوبند. می‌خواهد اقتصاد شما را قبضه‏ ‏کند؛ می‌خواهد زراعت و تجارت شما را از بین ببرد؛ می‌خواهد در این مملکت، دارای ‏ثروتی نباشد، ثروت‌ها را تصاحب کند به دست عمال خود. این چیزهایی که مانع هستند،‏ ‏چیزهایی که سد راه هستند، این سدها را می‌شکند؛ قرآن سد راه است، باید شکسته‏ ‏شود؛ روحانیت سد راه است، باید شکسته شود؛ مدرسه فیضیه سد راه است، باید خراب‏ ‏شود؛ طلاب علوم دینیه ممکن است بعدها سد راه بشوند، باید از پشت بام بیفتند، باید سر‏ ‏و دست آنها شکسته شود برای اینکه اسرائیل به منافع خودش برسد؛ دولت ما به تبعیت ‏اسرائیل به ما اهانت می‌کند.‏

‏‏

مفت‌خور کیست؟

‏‏ایشان افزودند: شما آقایان قم، ملاحظه فرمودید آن روزی که آن رفراندم غلط انجام گرفت، آن‏ ‏رفراندم مفتضح انجام گرفت، آن رفراندمی که چندهزار نفر بیشتر همراه نداشت، آن‏ ‏رفراندمی که بر خلاف ملت ایران انجام گرفت، در کوچه‌های این قم، در مرکز ‏روحانیت، در جوار فاطمه معصومه راه انداختند اشخاص را؛ چند نفر از بچه‌ها و اراذل را ‏راه انداختند؛ در اتومبیل‌ها نشاندند و در کوچه‌ها گرداندند؛ گفتند: مفت‌خوری تمام شد،‏ ‏پلوخوری تمام شد. آقایان! ملاحظه بفرمایید، این وضع مدرسه فیضیه را ملاحظه کنید،‏ ‏این حُجَرات را ملاحظه کنید، این اشخاصی که لُباب عمرشان را در این حجرات می‌گذرانند، آن اشخاصی که مواقع نشاطشان را در این حجرات می‌گذرانند، آن‏ ‏اشخاصی که بیش از سی، چهل الی صد تومان در ماه ندارند، اینها مفت‌خورند؟ آن‏ ‏اشخاصی که هزار میلیونشان، هزار میلیونشان یک قلم است، هزاران میلیونشان در ‏جاهای دیگر است، اینها مفت‌خور، زیاد نیستند؟ ما مفت‌خوریم؟

‏نصیحت و اخطار به شاه‏

‏‏آیت‌الله خمینی در ادامه گفتند: آقا! من به شما نصیحت می‌کنم؛ ای آقای شاه! ای جناب شاه! من به تو نصیحت‏ ‏می‌کنم؛ دست بردار از این کارها. آقا! اغفال دارند می‌کنند تو را. من میل ندارم که یک‏ ‏روز اگر بخواهند تو بروی، همه شکر کنند. من یک قصه‌ای را برای شما نقل می‌کنم که ‏پیرمردهایتان، چهل‌ساله‌هایتان یادشان است، سی‌ساله‌ها هم یادشان است. سه دسته ــ سه ‏مملکت اجنبی ــ به ما حمله کرد: شوروی، انگلستان، آمریکا به مملکت ایران حمله‏ ‏کردند؛ مملکت ایران را قبضه کردند؛ اموال مردم در معرض تلف بود، نوامیس مردم در‏ ‏معرض هتک بود، لکن خدا می‌داند که مردم شاد بودند برای اینکه پهلوی‏ رفت. من‏ ‏نمی‌خواهم تو این‌طور باشی؛ نکن. من میل ندارم تو این‌طور بشوی، نکن! این‌قدر با ملت‏ ‏بازی نکن! این‌قدر با روحانیت مخالفت نکن.

ایشان افزودند: اگر راست می‌گویند که شما مخالفید، بد‏ ‏فکر می‌کنید. اگر دیکته می‌دهند دستت و می‌گویند بخوان، در اطرافش فکر کن؛ چرا‏ ‏بیخود، بدون فکر، این حرف‌ها را می‌زنی؟ آیا روحانیت اسلام، آیا روحانیون اسلام، اینها ‏حیوانات نجس هستند؟ در نظر ملت، اینها حیوان نجس هستند که تو می‌گویی؟ اگر اینها‏ ‏حیوان نجس هستند پس چرا این ملت دست آنها را می‌بوسد؟ دست حیوان نجس را‏ ‏می‌بوسد؟ چرا تبرک به آبی که او می‌خورد می‌کنند؟ حیوان نجس را این کار می‌کنند؟!‏ ‏آقا ما حیوان نجس هستیم؟ ‏‏[‏‏گریه شدید حضار‏‏]‏‏ خدا کند که مرادت این نباشد؛ خدا کند‏ ‏که مرادت از اینکه «مرتجعین سیاه مثل حیوان نجس هستند و ملت باید از آنها احتراز کند»، مرادت علما نباشند و الاّ تکلیف ما مشکل می‌شود و تکلیف تو مشکل می‌شود. ‏نمی‌توانی زندگی کنی؛ ملت نمی‌گذارد زندگی کنی. نکن این کار را؛ نصیحت مرا بشنو.‏

 

تعهد سازمان امنیت از منبری‌ها

آیت‌الله خمینی گفتند: امروز به من اطلاع دادند که بعضی از اهل منبر را برده‌اند در سازمان امنیت و گفته‌اند  ‏شما سه چیز را کار نداشته باشید، دیگر هر چه می‌خواهید بگویید، یکی شاه را کار نداشته‏ ‏باشید؛ یکی هم اسرائیل را کار نداشته باشید؛ یکی هم نگویید دین در خطر است. این سه‏ ‏تا امر را کار نداشته باشید، هر چه می‌خواهید بگویید. خب، اگر این سه تا امر را ما کنار ‏بگذاریم، دیگر چه بگوییم؟! ما هر چه گرفتاری داریم از این سه تاست تمام گرفتاری ما.‏

 

مگر شاه اسرائیلی است؟! به نظر سازمان امنیت شاه یهودی است؟!

ربط ما بین شاه و اسرائیل چیست که سازمان امنیت‌ می‌گوید: از اسرائیل حرف نزنید، از شاه هم حرف نزنید؛ این دو تا تناسبشان چیست؟ مگر شاهْ اسرائیلی است؟ به نظر سازمان امنیت، شاه یهودی است؟ این طور که نیست، ایشان می‌گوید: مسلمانم؛ ایشان که ادعای اسلام می‌کند، محکوم به اسلام است، به حَسَب ظواهر شرع.

ایشان در ادامه تصریح کردند: این ممکن است سرّی در کار باشد؛ ممکن ‏است آن معنایی که می‌گویند که سازمان‌ها می‌خواهند آن را از بین ببرند، شاید راست‏ ‏باشد؛ احتمالش را نمی‌دهی تو؟ یک علاجی بکن، اگر احتمال می‌دهی. یک جوری این ‏مطالب را برسانید به این آقا؛ شاید بیدار بشود، شاید روشن بشود یک‌قدری. اطرافش را‏ ‏گرفته‌اند، شاید نگذارند این حرف‌ها به او برسد. ما متأسفیم، خیلی متأسفیم از وضع ایران،‏ ‏از وضع این مملکت خراب، از وضع این هیئت دولت، از وضع این وضعیت‌ها، از همه اینها‏ ‏متأسفیم.1

 

تجمع و تظاهرات بیش از پانزده هزار نفر در مقابل مجلس شورای ملی

در یکی از اسناد ساواک با اشاره به تجمع در مقابل مجلس شورای ملی آمده است: جمعیت کثیرى که قریب پانزده‌هزار نفر می‌گردد و از میدان شاه حرکت کرده بود با دادن شعار «خمینى، ملّت نگهدار تو است» در جلوى مجلس اجتماع کرده و مرتبا شعار می‌دهند. جمعیت هر لحظه در تزاید است.

 

شعارهای ضد اسرائیلی در تجمع مردم

در یک سند دیگر ساواک، با اشاره به تجمعات مردم در روز عاشورا آمده است: دسته‏اى که از مسجد حاج ابوالفتح حرکت کرده بود از میدان بهارستان گذشته و از طریق خیابان‌هاى شاه‌آباد ـ اسلامبول ـ فردوسى شمالى رو به مجسمه شاهرضا در حرکت است و شعار آن، مربوط به دخالت اسرائیل در ایران است.

در این سند با اشاره به یکی از شعارهای مردم مبنی بر «عمال اسرائیل رسوا است» تصریح شده است: [تجمع‌کنندگان] پشتیبانى از آیت‏الله خمینى می‌نمایند. این دسته در چند نقطه توقف کرده و شعارهایى دادند. از جمله: به رسمیت نشناختن آزادى زنان.

این سند تصریح دارد: جمعیت در حدود پنج‌هزار الى هفت‌هزار نفر است.

 

حمایت از آیت‌الله خمینی در برابر کاخ سلطنتی

در سند دیگری مرتبط با تجمعات مردم در روز عاشورا آمده است: دسته باقی‌مانده از دسته مسجد حاج ابوالفتح که قریب پانصد نفر است، مرتبا شعار می‌دهند: «خمینى ـ خمینى ـ ملّت طرفدار تو است ـ خدا نگهدار تو است ـ بمیرد بمیرد ـ دشمن خونخوار تو». این شعار در جلوى کاخ سلطنتى چهارراه پهلوى داده شد.

این سند می‌افزاید: ضمنا پلاکارتى به این شعار در دست دارند: اجراى منویات علماى قم خواسته ملّت است. این دسته اکنون در جلوى دارایى می‌باشد و گویا به طرف بازار خواهند رفت. ضمنا دسته سینه‌زنى جنوب خاتمه یافته است. وضع در بازار عادى است.

 

باید خون دهیم و عاشورای حقیقی را بر پا کنیم

در یک سند دیگر ساواک در رابطه با تظاهرات روز عاشورا آمده است: جمعیتى که از میدان شاه حرکت کرده بود به طرف سه راه امین‌حضور در حرکت است و مرتبا نوحه قبلى را می‌خوانند و شعارهاى پارچه‏اى زیر را همراه دارند: زندگى به جز عقیده و مبارزه در راه آن نیست، ما از شهید شدن و از مرگ نمی‌ترسیم.

این سند تصریح دارد: [مردم] شعارهاى عربى زیادى نیز با خود دارند. اطلاع می‌رسد که مجتمعین مسیر خود را به کسى نمی‌گویند، ولى می‌گویند باید امروز خون بدهیم و عاشوراى حقیقى بر پا کنیم.

 

سخنرانی شیخ باقر نهاوندی در بازار تهران در دعوت مردم به قیام علیه دولت

در یکی از اسناد ساواک به تاریخ 13 خرداد 1342 آمده است: در منطقه بازار ـ مسجد جامع ـ مسجد شاه ـ مسجد بزازها و تکایا ـ مهم‌تر از همه نطق آقاى شیخ باقر نهاوندى بود که در تکیه واقع در جنب بانک ایرانیان نزدیک چهار سوق کوچک سخنرانى کرد.

این سند می‌افزاید: نام‌برده امروز در مورد لوایح شش ماده اعلیحضرت سخنرانى کرده و گفت: یک فردى که به اروپا و آمریکا رفته و با رقاصه‏ها رقصیده و به اصطلاح دموکراسى اروپایى را براى خودش گرفته مدعى است که قانون وضع می‌کند. این شخص که مواد قانونى وضع می‌کند نمی‌داند که در کشور شیعه قانون یعنى قانون حسینى است.

در بخش دیگری از این سند سخنرانی شیخ باقر نهاوندی چنین تشریح شده است: ولى قوانین اسلام که عالی‌ترین قوانین است، امروز زیر پا گذاشته [شده است]. من امروز شما را به قیام دعوت می‌کنم، در کوچه و بازار سینه زدن کار درست نمی‌شود؛ باید از آیت‏الله خمینى که امروز جلو افتاده و چون از دین صحبت می‌کند ما مخلص او هستیم تبعیت کرد. من یازده سال است که مبارزه می‌کنم؛ نه از زندان، نه از شلاق و نه از مرگ از هیچ چیز نمی‌ترسم.

بر اساس این سند شیخ باقر نهاوندی افزوده است: من می‌دانم که بین حاضرین کسانى وجود دارند که در لباس معمم و یا غیرمعمم گزارش سخنرانى مرا خواهند داد، ولى چون در راه دین قدم برمی‌دارم از هیچ چیز نمی‌ترسم. من شما را به مبارزه ... دعوت می‌کنم. باید براى دین حسین قیام کنید. غافلید که کمونیست‌ها در این مملکت چه کردند، آن بلواها و آن سروصداها به کجا کشید. امروز دین ما پا برجاست و محکم‌تر از سابق شده و این مواد قانونى که از طرف این اشخاص صادر شده نمی‌تواند دین را پایمال کند.2

 

پیشنهاد به ساواک برای جلوگیری از سخنرانی آیت‌الله خمینی

در یکی از اسناد ساواک با اشاره به پیشنهاد فردی به نام ابهری برای جلوگیری از سخنرانی آیت‌الله خمینی در مدرسه فیضیه آمده است: فردا آیت‏الله شریعتمدارى به مدرسه فیضیه نخواهد رفت و در منزل [نامفهوم] خواهد کرد و آقاى ابهرى که آقاى مولوى با ایشان آشنایى دارند اظهار نظر می‌کنند که اگر بعدازظهر عاشورا درب مدرسه فیضیه قفل شود و چند نفرى از مأمورین انتظامى در داخل پشت بام با [نامفهوم] ورود اشخاص جلوگیرى کنند، تصور می‌رود که خمینى از رفتن به مدرسه فیضیه منصرف شود.

بر اساس این سند وى اظهار عقیده کرد که چنانچه لازم شود [نامفهوم] تیرهوایى هم شلیک شود موضوع به کلى منتفى خواهد شد.

بدیعی رئیس ساواک قم درباره این پیشنهاد تصریح کرده است: اینجانب شخصا احتمال مى‏دهم ممکن است با این ترتیب اصطکاکى حاصل شود و یا حداقل خمینى صحن مطهر حضرت معصومه یا مثلا مسجد اعظم [2 سطر نامفهوم است]3

 

ما با دولت مشکلی نداریم!

بر اساس یکی از اسناد ساواک به تاریخ 13 خرداد 1342، صبح روز جارى آیت‏الله شریعتمدارى در منزل خود سخنرانى کرد که خلاصه آن انتقاد از دولت و مخالفت با روزنامه «کیهان» و عدم ارتباط با عبدالناصر و اینکه اگر در سایر کشورهاى اسلامى به زنان آزادى داده شد اشتباه بوده و ما نباید تکرار کنیم [است].

بر اساس این سند آیت‌الله شریعتمداری در سخنان خود همچنین گفته است: ما مخالفتى با دولت نداریم این دولت است که خود را درگیر کرده [است].

این سند می‌افزاید: در منزل خمینى نیز سه نفر واعظ به اسامى طباطبائى، الیاسى ـ اهوازى ـ مطالبى بر علیه دولت اظهار داشتند سخنان الیاسى از دو نفر دیگر تحریک‏آمیزتر بود و قرار است ساعت 17 نیز در مدرسه فیضیه سخنرانى کند و خمینى هم سخنرانى خواهد کرد.4

1. صحیفه امام، ج 1، صص 243-248. در یکی از اسناد ساواک پیرامون سخنرانی امام خمینی در عصر عاشورا آمده است: برابر اطلاع واصله از قم، آیت‏الله خمینى در رأس ساعت 19:00 در مدرسه فیضیه قم بالا منبر رفته و ضمن سخنرانى، به دولت و دستگاه سازمان امنیت حمله نموده و ضمنا اشاره‏اى نیز به مقامات عالیه نمود. و پس از پایان اظهارات خود به حاضرین اظهار داشته با نظم و ترتیب مدرسه فیضیه را ترک نمایید. رک: قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک (فیضیه)، ج 2، مرکز بررسی اسناد تاریخی، ص 386. 

پیش از سخنرانی امام خمینی نیز ساواک قم طی تلگراف رمزی به ساواک مرکز تصریح کرده است: تیمسار ریاست ساواک در ساعت 17:55 خمینى درحالی‌که جمعیتى در حدود 1500 نفر او را بدرقه می‌کردند به مدرسه فیضیه وارد شد. صحن مدرسه و میدان جلوى آستانه مملو از جمعیت است به وسیله بلندگو مدرسه فیضیه به مردم تذکر می‌دهند که هرگاه اشخاص شعار بدهند یا صلوات بى‌موقع بفرستند، آنها را با احترام خارج کنید تا کنون واعظى به منبر نرفته و وضع آرام است.

رک: قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک (فیضیه)، ج 2، مرکز بررسی اسناد تاریخی، ص 399. 

 

در گزارش ساواک از سخنرانی عصر عاشورای امام خمینی نیز آمده است: احتراما جریان مجلسى که در روز عاشورا ساعت 17 روز 42/3/13 از طرف آیت‌الله خمینى در مدرسه فیضیه بر پا شده بود به قرار زیر است: از ساعت 17 آقاى اهوازى منبر رفت و پیرامون دستگاه هیئت حاکمه و جبار، ظلم و ستم‌هاى ناروایى که در این مدت نسبت به علما و روحانیون و ویران نمودن مدرسه فیضیه و آوار‏گى طلاب شده است سخن گفت. پس از آن آقاى مروارید منبر رفت و ایشان هم ابتدا خبر عزادارى روز عاشورا در تهران و حرکت دستجات و پشتیبانى مردم از مراجع تقلید خود را اعلام نمود و اظهار داشت: «امروز صبح در حدود 000،300 نفر و شاید بیشتر در تهران عزادارى نمودند و تنفر و انزجار خود را نسبت به دستگاه حاکمه اعلام داشتند».

ایشان اظهار داشت: «بحمداله در شهرستان قم با اینکه مأمورین انتظامى از زیر بار مسئولیت شانه خالى کردند، هیچ گونه اتفاقى نیفتاد و با کمال آرامى مراسم عزادارى برقرار گردید». ایشان گفتند: «بنده پیامى از مردم دارم و آن این است که مردم مى‏گویند ما از این زندگانى خسته شده‏ایم؛ نه بهداشت داریم و نه فرهنگ داریم و نه آزادى دینى داریم. ما این وضع زندگانى را نمى‏خواهیم».

سپس آیت‏الله خمینى پشت میکروفون قرار گرفت و چنین اظهار داشت: «اى آقاى شاه! اى جناب شاه! من به شما نصیحت مى‏کنم این طور نکن. با علما مخالفت نکن؛ با دین مخالفت نکن؛ با قرآن و قوانین اسلامى مخالفت نکن. اسرائیل مخالف قرآن است؛ اسرائیل مخالف دین است؛ اسرائیل مخالف آزادى دینى است. چرا از او پیروى مى‏کنى؟ امروز صبح یک نفر به من اطلاع داد که سازمان امنیت به چند نفر از وعاظ گفته شما سه موضوع را نگویید، دیگر هر چه مى‏خواهید بگویید: 1. به شاه بد نگویید؛ 2. به اسرائیل چیزى نگویید؛ 3. نگویید دین در معرض خطر است. ما غیر از اینها حرفى نداریم بزنیم».

درحالی‌که کلمه «اى بیچاره» را تکرار مى‏کرد اظهار داشت: «تمام کارها را به دستور شما انجام می‌دهند. اگر اینها به دستور شما است پس شما به درد سلطنت نمی‌خورید. سلطنت لایق شما نیست. مى‏گویند اینها مفت‌خورند و دوران مفت‌خورى سپرى شد. اى مردم ما مفت‌خوریم؟ ما چه مفت‌خورى کرده‏ایم. آیت‏الله بروجردى موقعى که از دنیا رفت چهل‌هزار تومان مقروض بود. طلبه با ماهى چهل تومان و ساده‏ترین غذاها دارد زندگى می‌کند. این مفت‌خورى است؟ ولى آنهایی که پول‌هایشان را در بانک‌هاى خارج قبول نمی‌کنند مفت‌خور نیستند؟ اى بیچاره قدرى فکر کن ... و گوش به حرف اسرائیل و اطرافیان نده. در بیست سال قبل سه دولت آمریکا و شوروى و انگلستان به ایران حمله کردند کار به جایى رسید که تمام مردم نسبت به پدرت بدبین شدند. من نمی‌خواهم آن طور بشود. من نمی‌خواهم مردم به شما بدبین بشوند. 42 سال از عمرت رفت است؟ دیگر تا کى نادانى؟ سازمان امنیت می‌خواهد کارى کند که تو را از مملکت بیرون کنند.

می‌گوید شاه گفته از اسرائیل حرفى زده نشود. مگر شما یهودى هستید؟ مگر شما دین یهود دارید؟ مردم نخواهند گذاشت در این مملکت سلطنت کنى؟ گفته شده است که روحانیون ارتجاع سیاه هستند، ما انقلاب سفید را انجام دادیم. کدام انقلاب سفید؟ رفراندوم به غلط رفراندوم غیر قانونى با این رفراندوم انقلاب سفید را انجام دادید و آن وقت ما که هدفمان جز خیر و صلاح مملکت و ملت نیست ارتجاع سیاه هستیم. آقایان ما ارتجاع سیاه هستیم؟»

وى افزود: «تأثرات من زیاد است و خسته‏ام. وقت هم کم است.» در خاتمه از مردم خواست که حرف‌ها را به ترتیب به شاه برسانند؛ شاید کمى به خود بیاید و دست از این کارها و عملیات بردارد. تمام گفته‏هاى ایشان را روى نوار خودشان بود ضبط نمودند و مجلس در ساعت 19 پایان یافت.

رک: قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک (فیضیه)، ج 2، مرکز بررسی اسناد تاریخی، صص 400 و 401.   

در گزارش «شهربانی کل کشور» از سخنرانی امام خمینی در عصر عاشورا آمده است: آقاى آیت‏الله خمینى به منبر رفته اظهار داشت: امروز عصر روز عاشوراى حسین است؛ اطفال معصوم و شیرخوار حسین چه تقصیرى داشتند حالا هم اینها اگر مخالفتى با ما دارند اطفال صغیر چه گناهى دارند. طلاب علوم دینى و علما جز خیرخواهى مملکت چیزى نمی‌گویند که آنها را از بام انداختند. آقاى شاه، جناب شاه، چرا با روحانیون تماس نمی‌گیرى و گوش به حرف اسرائیل می‌دهى؟ بیچاره، چرا عبرت از پدرت نمی‌گیرى؟ ما جز خیر تو و مملکت را نمی‌خواهیم. سازمان امنیت وعاظ را در سازمان برده و به آنها گفته شما حق ندارید راجع به شاه و اسرائیل و از دست رفتن دین صحبت کنید. مگر ما به غیر از این سه چیز، چیزى دیگرى هم داریم که بگوییم؟! دلیل اینکه موضوع اسرائیل و شاه را با هم تذکر می‌دهند مگر شاه یهودى است؟

اینکه می‌گوید من مسلمانم. ان‌شاءاله مسلمان است اگر که به دستور علما رفتار نکنى، ملت نمی گذارند تو در این مملکت سلطنت کنى. اینها که اطراف تو هستند با تو دشمن هستند و سازمان امنیت می‌خواهد کارى بکند که تو را از مملکت بیرون کنند. اینها مطیع خوردن چهار روز آش و پلو هستند و به فکر سر بلندى مملکت نیستند. این مطالب را به یک ترتیبى به شاه برسانید و خیال نمی‌کنم که او گوش ندهد.

تو 43 سال از عمرت می‌گذرد تا کى به فکر هوى و هوس می‌روى؟ قدری بنشین تعمق کن و به حال خودت و براى آبادى این مملکت بکوش. خدا نکند روزى برسد که مردم قیام کنند. پشت میکرفون می‌روى و می‌گویى ارتجاع سیاه درست شده. آیا اینکه شما درست کردید سفید است و ما را مرتجع خطاب می‌کنى. اگر ما ارتجاعى هستیم، یعنى دست‌هاى ما نجس است. پس چرا دست‌هاى ما را می‌بوسند و خطاب به جمعیت اظهار داشت (مردم ما نجس هستیم؟) جمعیت شروع به گریه کردند. ان‌شاءالله که روى سخن شاه با ما نیست. اگر روى سخنش با ما باشد، تکلیفش یکسره و معلوم است. تساوى حقوق زن اقتباس از عبدالبهاء است که در تقویم سه سال قبل نوشته است. مگر تو بهائى هستى؟ تو که می‌گویى من مسلمان هستم. من دیگر سرم درد گرفت و ناراحت شدم و دیگر نمی‌توانم حرف بزنم و الا حرف زیاد دارم. روزى که به مدرسه فیضیه حمله شد با سوت یک نفر مرد شروع شد که اسم او را می‌دانم، ولى فعلا نمی‌گویم.

رک: قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک (فیضیه)، ج 2، مرکز بررسی اسناد تاریخی، صص 387 و 388.   

2. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک (فیضیه)، ج 2، مرکز بررسی اسناد تاریخی، صص 367، 369، 370-372 و 379.    

3. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک (فیضیه)، ج 2، مرکز بررسی اسناد تاریخی، ص 383. به نظر می‌رسد منظور بدیعی در سطور ناخوانای سند این باشد که در صورت جلوگیری از حضور آیت‌الله خمینی در مدرسه فیضیه، ایشان به صحن حرم حضرت معصومه یا مسجد اعظم می‌رود و آشوب بزرگ‌تری راه می‌افتد.  

4. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک (فیضیه)، ج 2، مرکز بررسی اسناد تاریخی، ص 398.

 

چاپ خبر