• 6819 |
  • 1398/03/07 |
  • 05:36

7 خرداد 1342

درخواست آیت‌الله خمینی از آیت‌الله خوانساری برای امضای اعلامیه مشترک علیه رژیم/دادگستری بیمار است/یک مقام وزارت اقتصاد: در سال‌های آینده برنج از اقلام عمده صادراتی ایران خواهد شد!/چرا آمریکا نشانی از رضایت مردم ایران از حکومت نمی‌بیند؟!/از اول مرداد مانعی برای شروع انتخابات نیست/در دادگستری صحبت از انحلال  دیوان عالی کشور است!/برای اصلاحات اساسی نیازمند یک کودتای اداری هستیم!/پیشنهاد مدیر ساواک برای مقابله با انتشار تصویر آیت‌الله خمینی!

درخواست آیت‌الله خمینی از آیت‌الله خوانساری برای امضای اعلامیه مشترک علیه رژیم

آیت‌الله خمینی در نامه‌ای به آیت‌الله خوانساری1 از ایشان درخواست کردند اعلامیه مشترک علما علیه رژیم شاه را امضا کنند.

‏‏در این نامه آمده است: ‏... شما که در مرکز هستید، خانه‌نشین شده‌اید. اصلا نه حرفی، نه اعلامیه‌ای. هیچ کار‏ ‏نمی‌کنید. شما که در تهران هستید، مردم را دعوت به قرآن، یعنی وحدت و یگانگی،‏ ‏نمی‌کنید. فایده‌اش چیست؟ شما باید مردم را دعوت به قیام کنید. شما باید مردم را به‏ ‏اتحاد دعوت کنید تا موقعی که می‌خواهیم دستور قیام بدهیم آنها آماده باشند تا ریشه‏ ‏شاه و دولت را از میان برداریم.‏

‏‏آیت‌الله خمینی در این نامه می‌افزاید: چرا علمای تهران در مقابل این گرگ‌های درنده سکوت اختیار کرده‌اند؟ چرا در مقابل‏ ‏این لامذهب‌ها که می‌خواهند دینمان را از دستمان بگیرند، سکوت کرده‌اید؟ چرا در‏ مقابل شاه مملکت که می‌خواهد روحانیت را از میان بردارد قیام نمی‌کنید؟ چرا در مقابل‏ ‏حکام سکوت می‌کنید؟ شما شنیده‌اید که حضرت علی خانه‌نشین شده بود، اما دستور‏ ‏این بوده که 25 سال خانه‌نشین بشود و بالاخره پس از این مدت، پدر مخالفین را در‏آورده است؛ یعنی مردم دیدند حق با حضرت علی است، آن وقت در مقابل بی‌دین‌ها قیام‏ ‏کرده‌اند. حال ما چند سال صبر کرده‌ایم. در زمان پدرش هر کاری کرد هیچ کس حرفی‏ ‏نزد. گفته‌اند ببینیم آخرالامر چه می‌شود. تا آن طور مُرد. حالا پسرش دارد لطمه به دین‏ ‏می‌زند. باید هر طوری است حساب او را تصفیه کنیم. از امروز به بعد، سکوت فایده‏ ‏ندارد. امروز دیگر روز سکوت نیست. امروز روزی است که باید در مقابل لامذهب‌ها قیام‏ کرد. اگر دلتان می‌خواهد مملکت اسلامی ما و دین و آیین ما از بین برود به من بگویید‏.2

دادگستری بیمار است

دکتر باهری، وزیر دادگستری، دیشب در یک مصاحبه تلویزیونی پیرامون طرح‌های ده‌گانه سخن گفت.  [رک:روزشمار 27 فروردین 1342، روزشمار 2 خرداد 1342]

وزیر دادگستری در این مصاحبه گفت: دادگستری ما بیمار است و سخت هم بیمار است. بعضی به جای بیماری گفته‌اند نا بسامانی‌های دادگستری؛ درهرحال بیماری یا نابسامانی نقص و عیبی است که باید بررسی شود.

وزیر دادگستری اظهار داشت: یکی از این بیماری‌ها مربوط است به اصولی که در دادگستری در حل و فصل امور خانوادگی متداول است. مقیاس‌هایی که در دادگستری است کافی برای حل مشکلات خانواده‌ها نیست.3

 

یک مقام وزارت اقتصاد: در سال‌های آینده برنج از اقلام عمده صادراتی ایران خواهد شد!

در فهرست کالاهای صادراتی امسال ایران و شوروی حدود بیست‌هزار تن برنج گنجانده شده است، درحالی‌که در سال‌های گذشته به علت کمبود محصول برنج، اصولا صدور آن به کشورهای دیگر عملی نبود.

یک مقام عالی‌رتبه از وزارت اقتصاد در این زمینه گفت: با استفاده از سد سفیدرود، امسال میزان تولید محصول برنج به طور محسوس بالا می‌رود. گرچه مصرف داخلی نیز افزایش خواهد یافت، مع‌ذالک میزان تولید بیشتر از میزان مصرف است و به همین جهت در فهرست کالاهای صادراتی ایران به شوروی مقدار بیست‌هزار تن برنج منظور گردیده است. با برنامه‌ای که در دست اجراست پیش‌بینی می‌شود که در سال‌های آینده برنج یکی از اقلام عمده کالاهای صادراتی ایران به کشورهای خارجی باشد.4

 

چرا آمریکا نشانی از رضایت مردم ایران از حکومت نمی‌بیند؟!

علی‌اصغر امیرانی در ستون «بدون روتوش» شماره امروز مجله «خواندنی‌ها» نوشته است: سخنرانی سفیر کبیر آمریکا، برای مردم ایران، آن هم در مورد رضایت مردم از دولت، یا به قول خودشان رضایت «حکومت‌شدگان»، نه تصادفی بود، نه طبق نقشه، و شاید هم تصادفی بود و هم طبق نقشه!

نخستین قسمت از این سخنرانی که به گوش شنونده ایرانی جالب می‌آید، نام بردن از «تفکیک قوای ثلاثه» و «ترتیب انتخابات» و «کیفیت قوانین عادی و اساسی» است. تذکر این مسائل به این صراحت، این فکر را به‌وجود می آورد که: نکند ما یکی از اینها را کم و بد داشته و یا اصلا نداشته باشیم؟!

مگر در قوای ثلاثه حکومت ما تداخلی روی داده که تذکر اصل تفکیک لازم آمده است؟! و یا خدای نکرده در ترتیب انتخابات باز هم تعلل و تسامح و تأخیری می‌خواسته روی بدهد که تجویز این پیشگیری جایز دانسته شده؟ مگر قوانین عادی و اساسی در عرف ما یکی شده و یا احترام به آنها کم شده که جناب سفیر به این صراحت اهمیت آنها را در به‌وجود آوردن یک امریکای موفق به ما یادآوری فرموده‌اند؟

اشاره به علل نارضایی مهاجرنشینان امریکایی و تذکر صریح بر اینکه «حکومت باید رضایت حکومت‌شدگان را جلب کند» نشان دیگری است بر اینکه نماینده دموکراسی جهان نشانی از این نعمت «الهی انسانی» در ما ندیده و یا لااقل از این پس می‌خواهد بیشتر ببیند.

 

از اول مرداد مانعی برای شروع انتخابات نیست

«مرد مبارز» نیز نوشت: دولت مصمم است که قبل از شروع پاییز آینده، مجلس را برای کارهای مهم مملکتی آماده سازد. تهیه کارت الکترال نیز بیش از دو ماه طول نمی‌کشد و درنتیجه از اول مرداد مانعی برای شروع انتخابات در بین نیست از طرف دیگر ترتیبی اتخاذ خواهد شد که مراحل بعدی پس از دو ماه، یعنی تا آخر شهریور، انجام گردد.5

 

در دادگستری صحبت از انحلال  دیوان عالی کشور است!

«اراده آذربایجان» نوشت: به دنبال گفت‌وگو و بحث دیوان عالی کشور با وزیر دادگستری، وزیر دادگستری تا آخر خرداد به انتظار دریافت نظرات و پیشنهادات فرد فرد قضات دیوان عالی کشور است. دکتر به دوستان خود گفته است که شورای عالی وزارت دادگستری به نظرات اصلاحی و پیشنهادات آقایان قضات دیوانعالی کشور رسیدگی خواهد کرد و آن وقت می‌توان در مورد راهی که برای اصلاح دادگستری در مد نظر است تصمیم گرفت.

در دادگستری صحبت از انحلال دیوان عالی کشور است که در صورتی این فکر تقویت شود به طور قطع می‌توان پیش‌بینی کرد که دادگستری منحل و دستگاه دادگستری براساس تازه‌ای پایه‌گذاری خواهد شد.6

 

برای اصلاحات اساسی نیازمند یک کودتای اداری هستیم!

«خواندنی‌ها» به نقل از «صدای مردم» نوشته است: ما دارای ثبات سیاسی و امنیتی که لازمه انجام اصلاحات است هستیم؛ پول هم داریم، ولی آنچه نداریم دستگاه اداری منظم بی‌غل و غش است و تا چنین دستگاهی به‌وجود نیاید، انجام اصلاحات به سرعتی که مورد نظر شاهنشاه و مردم روشنفکر ایران است میسر نخواهد بود و خیلی از درآمد ملی به هدر خواهد رفت؛ همچنان‌که در سال‌های گذشته در سازمان برنامه به هدر رفته است.

تنها چاره این وضع تأسف‌آور یک کودتای اداری است که این دستگاه‌های فرسوده اداری را برچیند و سازمان اداری منظم منزهی به‌وجود آورد.

اکثر مأمورین هم راضی نیستند برای اینکه حقوقی که دریافت می‌دارند تکافوی هزینه زندگی آنها را نمی‌کند و فقط مأمورین فاسد و دزد از این وضع راضی‌اند برای اینکه مردم را می‌چاپند، ولی اینها در اقلیت‌اند؛ چه آنکه صدی نود مأمورین دولت یا طبیعتا درستکار هستند و یا مجال دزدی ندارند، پولی در دستشان نیست که بدزدند یا کاری ندارند که عایدی نامشروع داشته باشد و این اکثریت عظیم مأمورین دولت ناراضی هستند به دو دلیل: اول آنکه می‌بینند دیگران می‌دزدند و خوب زندگی می‌کنند و دست آنها کوتاه است؛ دوم آنکه حقوقشان تکافوی هزینه زندگی خانواده‌شان را نمی‌کند و همیشه گرفتار قرض و ناراحتی هستند.

این وضع تأسف‌آور را فقط با یک کودتای سریع و قاطع اداری می‌توان دگرگون کرد؛ دزدها را از ادارات بی‌رحمانه بیرون ریخت و اشخاص عاطل و منفی‌باف را کنار گذاشت و سازمان نوین دنیاپسندی به‌وجود آورد که اصلاحات اساسی مورد نظر شاهنشاه و مردم آزاده ایران را با دقت و سرعت انجام دهد و تا چنین کودتای اداری رخ ندهد و انقلابی در دستگاه اداری مملکت به‌وجود نیاید، گمان ندارم اصلاحات اساسی به نحو مطلوب انجام گیرد و موجبات رفاه و آسایش و رضایت مردم فراهم آید.

 

پیشنهاد مدیر ساواک برای مقابله با انتشار تصویر آیت‌الله خمینی!

در یکی از اسناد ساواک به تاریخ 7 خرداد 1342 از سوی امجدی، مدیر کل اداره سوم، خطاب به رئیس ساواک تهران آمده است: خواهشمند است دستور فرمایید در هر مغازه و محلى که عکس آیت‏الله خمینى الصاق شده روى آن تمثال حضرت امیرالمومنین چسبانیده شود.

 در پانوشت این سند نیز آمده است: مدیریت کل فرمودند فعلا صدور فرمان فوق ضرورت ندارد.7

 

 

1. به موجب گزارش مندرج در پرونده ساواک، مولوی، رئیس ساواک تهران، در گزارش محرمانه شماره 5322 / س ـ ت ـ مورخ 42/3/7 خطاب به پاکروان (رئیس کل ساواک و نیز مدیریت کل اداره سوم ساواک) نوشته است: «برابر گزارش ساواک قم در 42/3/7 آقای خمینی [به کسی که حامل نامه و پیام وی به آقای خوانساری بوده است] اظهار می‌نماید: به آقای خوانساری بگویید من می‌خواهم اعلامیه‌ای بنویسم. شما هم بایستی در این اعلامیه شریک باشید؛ یعنی باید آن را امضا کنید؛ زیرا اگر شما در این اعلامیه شرکت نکنید، مردم و به‌خصوص دولت تصور می‌کند علما همه با هم مخالف هستند و از این موضوع برای پیشرفت مقاصد خود سوء استفاده خواهد کرد. پس باید فکر اساسی بکنیم و همه با هم دست اتفاق بدهیم تا حساب این لامذهب‌ها را برسیم، در غیر این صورت دین و ایمان ما در خطر است، و راهی را که شاه و دولت در پیش دارند لطمه بزرگ و جبران‌ناپذیری را به دین اسلام خواهد زد؛ بنابراین باید با اتحاد و اتفاق، جلوی این خطر بزرگ را گرفته و علیه آنها قیام کنید. ضمنا اگر هیچ یک از علما در این امر شرکت نمی‌کنند، به من بگویید تا من بدانم در مورد مقابله با آنها چه بایستی بکنم».

2. صحیفه امام، ج 1، صص  238-239. بر اساس اسناد ساواک «آیت‌الله خوانساری در پاسخ شفاها اظهار می‌کند: من وقت نامه نوشتن ندارم، ولى از قول من به خمینى بگویید ما در مقابل این وحشى‏ها چه بگوییم اگر به امضای من کارها درست می‌شود، بسیار خوب شما اعلامیه را بنویسید تا من امضا کنم صدتا امضا کنم. منظور ما این است که بایستى با ملایمت و خواهش پیش برویم. به خمینى بگویید تا کنون این همه اعلامیه داده‏اید چه کار کرده‏اید جز اینکه مردم به جان آمده‏اند؛ وحشت‌زده شده‏اند. نه روز برایشان روز است، نه شب برایشان شب فایده دیگرى هم داشته است؟ پس بایستى یک فکر اساسى کرد و الا من هر طورى بگویید حرفى ندارم. و آن‌گاه نامه‏اى به مضمون زیر جهت خمینى نوشته است: حضرت آیت‏الله خمینى نامه شما اصل، بنده هم به سهم خودم از فرمایشات شما اطاعت خواهم کرد، هر طوری که شما صلاح دانستید من حرفى ندارم. ولى موقع نوشتن اعلامیه مواظب باشید زننده نباشد که دولت بدتر بکند. با زبان ملایمت اعلامیه بنویسید. قدرى صحبت کنید که این عمل شما خلاف قرآن است. صلاح مملکت در این است که این قانون جدید را اجرا نکنید که مردم همگى ناراحت هستند. صلاح شاه در این است که این قانون‌هایى را که مخالف قرآن است عملى نکند. شاه بایستى علما را داشته باشید؛ مملکت بدون روحانیت نمی‌شود. اگر روحانیت نباشد، کمونیست در مملکت ما، که شیعه اثنى‌عشرى است، زیاد می‌شود. پس شاه و دولت تا می‌توانند بایستى نظم را رعایت کنند نگذارند مملکت ما به دست بیگانگان بیفتد که بر ما حکومت کنند. این روحانیون بوده و هستند که در مقابل کمونیست‌ها سینه سپر می‌کردند و می‌کنند».

3. اطلاعات، 7 خرداد 1342، صص 1 و 13.

4. کیهان، 7 خرداد 1342، ص 9. «اصلاحات ارضی» در دوره پهلوی به نابودی کشاورزی در ایران منتهی گردید. سولیوان، سفیر وقت آمریکا در تهران، دراین‌باره گفته است: «به علت کاهش تولیدات کشاورزی و افزایش مصرف داخلی، قسمتی از درآمد نفتی صرف واردات مواد غذایی و محصولات کشاورزی و عرضه‌ آن در بازارهای داخلی می‌گردید».

او در جای دیگر اشاره کرده است که ایران در آن سال‌ها بزرگ‌ترین واردکننده‌ برنج آمریکایی بود و مواد غذایی آن از کشورهایی مثل استرالیا و زلاندنو  و چند کشور اروپای شرقی تأمین می‌شد. رک: مأموریت در ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 125.

در سال 1349 واردات مواد غذایی 111 میلیون دلار بود که با افزایش قیمت نفت و به‌کارگیری سیاست‌ درهای باز در سال 1356 به 1780 میلیون دلار رسید. واردات گندم از 785 هزار تن در سال 1352 به 1/4 میلیون تن در سال 1354 افزایش پیدا کرد. در همین دوران واردات برنج از 12 هزار به 306 هزار تن افزایش یافت.

 

با این حجم عظیم واردات طبق آمار رسمی در سال 1356 دولت ایران فقط توانایی تأمین مواد غذایی مردم خود را برای 33 روز داشت و مجبور بود باقی مواد غذایی مورد نیاز را از خارج وارد کند؛ برای مثال مرغ از فرانسه، تخم‌مرغ از اسرائیل، سیب از لبنان و پنیر از دانمارک وارد می‌شد. رک: محسن مرادیان، «کارنامه سی‌ساله جمهوری اسلامی ایران»، مجله سوره، ش 32، ص 22.

5. خواندنی‌ها، 7 خرداد 1342، ص 4.

6. همان‌جا.

7. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک (فیضیه)، ج 2، مرکز بررسی اسناد تاریخی.

چاپ خبر