• 6794 |
  • 1398/02/29 |
  • 15:14

30 اردیبهشت 1342

وعده شش‌ماهه وزیر برای رفع رکود اقتصادی/برای مبارزه با مالاریا ایران به چهار منطقه تقسیم شد/سران عشایر: ما مطیع هستیم/سرمقاله روزنامه «اطلاعات» درباره تظاهر شاه به دینداری!

وعده شش‌ماهه وزیر برای رفع رکود اقتصادی

دکتر عالیخانی، وزیر اقتصاد، امروز طی یک مصاحبه گفت: با اجرای برنامه‌هایی که در دست داریم تا شش ماه دیگر به کلی آثار رکود اقتصادی برطرف خواهد شد.

وی توضیح داد: طبق گزارش‌هایی که از نقاط مختلف مملکت به وزارت اقتصاد می‌رسد موجودی منسوجات کارخانجات نساجی کشور درحالی‌که هنوز فصل فروش یا دوره رونق دادوستد این نوع اجناس شروع نگردیده است با سرعت رو به تقلیل است و شاید تا پایان امسال موجودی انبارهای صنایع نساجی به پول تبدیل شود و با در نظر گرفتن اینکه در حال حاضر صنایع نساجی و سیمان از بزرگ‌ترین صنایع موجود کشور به‌شمار می‌رود بهبود وضع صنعت نساجی نقش عمده‌ای در بهبود وضع بازار خواهد داشت.

 

برای مبارزه با مالاریا ایران به چهار منطقه تقسیم شد

برای امر مبارزه با مالاریا از طرف اداره کل ریشه‌کنی مالاریا، ایران به چهار منطقه تقسیم شده است و منطقه جنوبی ایران، که بیماری مالاریا در آن قسمت شیوع یافته، منطقه زرد خوانده شده است.

در این منطقه، بیش از 6500 دِه و چند شهر با خطر مالاریا روبه‌رو هستند و مناطق مذکور شدیدا زیر نظر مأموران مبارزه با مالاریا قرار دارد.1

 

سران عشایر: ما مطیع هستیم

عصر دیروز کدخدایان و سران عشایر بویراحمدی در یک مصاحبه مطبوعاتی شرکت کردند و اطلاعاتی پیرامون فارس و «شرارت عبدالله ضرغام‌پور و ناصر طاهری» در اختیار نمایندگان جراید پایتخت گذاشتند.

در این مصاحبه مطبوعاتی، حمدالله بهادر، رئیس ایل طاهر مردادی و سخنگوی سران عشایر، گفت: عبدالله ضرغام‌پور و ناصر طاهری دو تن از اشرار باسابقه‌ای هستند که مردم را فریب داده و پانصد نفر افراد محلی را مسلح نموده و در بویراحمد علیا و بویراحمد سفلی دست به شرارت و راهزنی زده‌اند.

وی افزود: در صورتی که عفو شاهنشاه شامل طبقه دوم و سوم، یعنی همان افراد نادان و فریب‌خورده‌ای که با عبدالله ضرغام‌پور و ناصر طاهری همکاری می‌کنند، شود اینها دست از شرارت برمی‌دارند.

بهادر افزود: چون ما پیش دولت آمده و نسبت به اوامر و منویات شاهنشاه خود اظهار اطاعت و فداکاری کرده‌ایم، ضرغام‌پور و ناصر طاهری به ما اطمینان ندارند و می‌گویند ما به آنها خیانت کرده‌ایم.

«سران عشایر» همچنین در پاسخ به این سؤال که آیا حاضرید اشرار را دستگیر و تحویل مقامات انتظامی دهید اظهار داشتند: همین که دولت اعلام کرد که باید سلاح‌های خود را تحویل دهید، ما که اسلحه شکاری و سرپر داشتیم بلافاصله آنها را تحویل دادیم و خلع سلاح شدیم و فعلا بدون اسلحه قادر نیستیم آنها را دستگیر کنیم.2

 

سرمقاله روزنامه «اطلاعات» درباره تظاهر شاه به دینداری!

روزنامه «اطلاعات» در سرمقاله امروز خود بخش‌هایی از سخنان شاه را درباره تظاهر وی به دینداری منتشر ساخته و به نقل از وی نوشت: «... امیدوارم در پرتو احکام عالیه دین مبین اسلام بتوانیم بیش از پیش به جامعه ایرانی و مردم این مملکت خدمت کنیم و مملکتمان را به جایی برسانیم که شایستگی و استحقاق آن را دارد»، «.. از سن شش یا هفت‌سالگی اعتقاد و ایمان پیدا کردم که خدای بزرگ مرا پیوسته در کنف حمایت خود قرار داده و خواهد داد».

در ادامه این یادداشت آمده است: در تاریخ بیست‌ساله ایران هر صفحه‌ای را ورق بزنید به یکی از این عبارات و جملات برمی‌خورید که حاکی از ایمان خالصانه پادشاه این مملکت به مبدأ و معاد و مبادی دین مبین اسلام است. در این کلمات و در این اقدامات بویی از ریا و نشانه‌ای از تصنع و ظاهرسازی نیست، بلکه همه حکایت از یک عقیده محکم و ارادت و اخلاص بی‌شائبه می‌کند.3

 

1. کیهان، 30 اردیبشت 1342، صص 1 و 9.

2. اطلاعات، 30 اردیبهشت 1342، ص 15.

3. اطلاعات، 30 اردیبهشت 1342، ص 2. محمدرضا پهلوی تا سال 1332 سیاست‌های مذهبی خود را به شکل کج‌دار و مریز به پیش می‌برد تا اینکه پس از کودتای 28 مرداد و تحکیم پایه‌های قدرتش، سعی نمود مسیر تجددطلبی رضاشاهی را با سرعت بیشتری دنبال کند. پدر وی با الگو گرفتن از اقدامات آتاتورک در ترکیه و با بهره‌گیری از باستان‌گرایی، به عنوان منبع مشروعیت‌بخش رژیم خود، و ائتلاف با روشنفکران سکولار کوشیده بود در جهت دین‌زدایی از جامعه حرکت کند و اینک او با پیروی از سیاست فوق می‌کوشید با  تبلیغات وسیع به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم اسلام را غیرسیاسی اعلام کند و حوزه فعالیت علما را به امور و مسائل شرعی محدود سازد.

این سیاست رژیم در دوره حیات آیت‌الله بروجردی، به‌دلیل عدم ورود ایشان به موضوعات سیاسی، تاحدودی نتیجه‌بخش می‌نمود، اما در عین حال جایگاه آیت‌الله بروجردی امکان اجرای کامل «برنامه‌های اصلاحی» ــ که از طرف دولت ایالات متحده برای ایران تنظیم شده بود ــ را نیز از آنان سلب می‌کرد.

وفات آیت‌الله بروجردی در فروردین 1340 فضا را برای اجرای سیاست‌های برزمین‌مانده رژیم پهلوی مهیا کرد، اما مخالفت امام خمینی و چند تن از علما با اصلاحات ارضی و انقلاب سفید و... زمینه را برای رویارویی تمام‌عیار نهاد دین و نظام سلطنت پدید آورد. حمله به مدرسه فیضیه، سرکوب خونین قیام 15 خرداد، زندان، حصر و به دنبال آن تبعید امام خمینی و... پاسخ محمدرضا پهلوی به این اعتراض‌ها بود. در کنار سیاست‌های سخت، شاه از سیاست‌های نرم نیز برای پیشبرد سیاست‌های ضد دینی خود بهره می‌جست که از آن جمله می‌توان به بازگذاردن دست مسیونرهای مذهبی در جهت تبلیغ مسیحیت در ایران، زمینه‌سازی برای رشد و گسترش فعالیت‌های بهائیان در ایران، برگزاری جشن‌های هنری به منظور قبح‌زدایی از فساد و فحشا، تلاش برای تغییر خط و همچنین تغییر تاریخ شمسی به شاهنشاهی و... نام برد.

محمدرضا پهلوی معتقد بود که ایران، گوشه‌ای از تمدن غرب بوده که به لحاظ موقعیت و فاصله جغرافیایی، از این تمدن عقب مانده و لذا در راه رسانیدن کشورش به دروازه‌های تمدن بزرگ، لازم است تفکرات پوسیده و مرتجع مردمش (اعتقادات مذهبی) اصلاح گردد، اما در کمال ناباوری، تفکرات به‌اصطلاح پوسیده که او از آن نام می‌برد زمینه‌ساز انقلابی شد که سلطنت 53 ساله دودمان پهلوی را به خط پایان رساند.

در این زمینه به یادداشت زیر مراجعه کنید:

سیاست یک بام و دو هوای محمدرضاشاه در قبال مذهب

 

چاپ خبر