• 6652 |
  • 1398/01/05 |
  • 18:18

6 فروردین 1342

شالوده ترقیات جامعه ایرانی ریخته شده است!/اصول شش‌گانه بنیاد تحولی است که در تاریخ جهان نظیر نداشته است!/از لحاظ اقتصادی سال گذشته سال خوبی نبود/حمله ماموران رژیم به مدرسه فیضیه/اسدالله علم: دولت برای حفظ امنیت شدت عمل به خرج می‌دهد!/زلزله در غرب ایران/

شالوده ترقیات جامعه ایرانی ریخته شده است!

روزنامه «کیهان» در گزارشی از مراسم سلام نوروزی نوشت: به مناسبت عید سعید نوروز، از ساعت ۳ تا ۸ بعدازظهر روز پنجشنبه اول فروردین مراسم سلام نوروزی در پیشگاه شاهنشاه در کاخ گلستان برگزار شد.

در ساعت سه و نیم بعدازظهر هیئت وزیران به حضور شاهنشاه شرفیاب شدند.

شاه گفت: ما شالوده ترقیات جامعه ایرانی را ریخته‌ایم و حالا دیگر موقع ساختمان این بنا است. بدیهی است که در این راه فعالیت‌های دائم لازم است و باید همه کسانی که مسئولیتی اداری به عهده دارند، چه آنها که شاغل مقامات حساسی هستند و چه کسانی که وظایف عادی‌تری دارند، همه با عزمی راسخ‌تر و حتی‌المقدور با صرف وقتی بیشتر در این راه کوشش کنند تا به خواست خداوند بتوانیم نوروز آینده را بر اساس موفقیت‌های خیلی زیادتری جشن بگیریم.

 

اصول شش‌گانه بنیاد تحولی است که در تاریخ جهان نظیر نداشته است!

در ساعت پنج و نیم بعدازظهر، آقایان روسای ادارات دولتی، قضات دادگستری و استادان دانشگاه به پیشگاه شاهنشاه شرفیاب شدند. نخست‌وزیر به نمایندگی از طرف عموم کارمندان دولت اظهار داشت: اصول شش‌گانه که به پیشنهاد شاهنشاه به تصویب ملت ایران رسید بنیاد تحولی است که هرگز به این صورت در تاریخ جهان نظیر نداشته است.

 

از لحاظ اقتصادی سال گذشته سال خوبی نبود

پس از عرض تبریک رئیس کانون سردفتران، رئیس سازمان آب تهران، آقایان مدیران روزنامه‌ها و مجلات کشور به پیشگاه شاهنشاه بار یافتند و دکتر رحمت مصطفوی به نمایندگی از طرف جامعه مطبوعات چنین معروض داشت: متاسفانه از لحاظ اقتصادی سال گذشته سال خوبی نبود، ولی امید می‌رود که با اقداماتی که در دست اجرا است و مخصوصا با اعاده اطمینان مردم و روشن شدن خطوط اصلی نظم جدید اقتصادی و اجتماعی در سال جاری، اقتصادیات کشور بر اساس محکم و استواری قرار گیرد.

 

حمله ماموران رژیم به مدرسه فیضیه

بعدازظهر روز جمعه 2 فروردین 1342، به مناسبت شهادت امام صادق(ع) در مدرسه فیضیه مجلس روضه‌خوانی و عزاداری مفصلی برپا شد و جمع کثیری از مردم قم و زوار در آن مجلس حضور یافتند و وعاظ و خطبا مشغول ذکر مصیبت شدند.

از بامداد امروز، چهره شهر قم تغییر کرد. ده‌ها اتوبوس شرکت واحد مسافران جدیدی را در شهر قم پیاده کرد.

در اواسط مجلس سوگواری مدرسه فیضیه، به طور ناگهانی مأمورین امنیتی و انتظامی که به قم آمده بودند وارد مدرسه شده و به مردمی که برای استماع سخنان وعاظ در مدرسه گرد آمده بودند حمله نمودند. در همین هنگام، طلاب مدرسه به دفاع پرداخته با سنگ و آجر پاسخ حمله‌کنندگان را می‌دادند، ولی مأمورین امداد و پلیس انتظامی وارد معرکه شدند و زدوخورد بین قوای دولتی و طلاب شدت گرفت.

مأموران به تخریب مدرسه پرداختند و در نتیجه عده‌ای مقتول و مجروح شدند و جمع زیادی هم بازداشت گردیدند. عده زیادی از بازداشت‌شدگان به تهران انتقال یافته تحویل سازمان امنیت شدند.

هم‌زمان با حمله به مدرسه فیضیه قم، مدرسه طالبیه تبریز نیز مورد حمله و یورش مأموران امنیتی و پلیس قرار گرفت. طلاب و روحانیون در مقابل این یورش استقامت کردند و در نتیجه قوای امداد وارد کار شد و عده زیادی مقتول و مجروح شدند.1

 

اسدالله علم: دولت برای حفظ امنیت شدت عمل به خرج می‌دهد!

نخست‌وزیر، که روز شنبه سوم فروردین برای بازدید از عملیات عمرانی جنوب به خوزستان رفته بودند، چهارم فروردین‌ماه به اتفاق دکتر پیراسته، وزیر کشور، وارد اهواز شد.

نخست وزیر و وزیر کشور از فرودگاه به دبیرستان «دکتر کریم فاطمی» رفتند و در آنجا با دانشجویان برگزیده دانشگاه تهران، که چند روز قبل برای بازدید کارهای آبادانی خوزستان به آنجا رفته بودند، ملاقات کردند.

اسدالله علم، نخست‌وزیر، گفت: دولت موظف است نظم را در تمام نقاط کشور حفظ کند. انشاءالله خودتان هم در دولت‌های آینده خواهید بود. بالاخره خود شما دانشجویان روزی دولت تشکیل خواهید داد و خواهید دید که مردم مملکت در درجه اول از دولت‌ها امنیت می‌خواهند. دولت برای حفظ امنیت مردم مملکت در هر موردی که باشد، موظف است که در صورت لزوم شدت عمل به خرج بدهد و اگر احیانا بی‌نظمی پیش آمد، هرچند بسیار کوچک و ناچیز باشد، فورا نظم را برقرار کند.

 نخست‌وزیر اضافه کردند: اگر ما از بی‌نظمی در هر گوشه و جایی که باشد، هرچند خیلی کوچک و بی‌اهمیت باشد، جلوگیری نکنیم من باب مثال در دانشگاه، آن وقت خود شما ملاحظه می‌کنید که با بی‌نظمی نخواهید توانست در دانشگاه درس بخوانید و از وقت خودتان که واقعا عزیز است استفاده کامل ببرید.

 

زلزله در غرب ایران

طبق گزارش‌های رسیده از کرمانشاه، ساعت چهار و بیست دقیقه بعدازظهر یکشنبه چهارم فروردین زلزله شدیدی در صحنه و کنگاور و کرمانشاه و نقاط اطراف حادث شد که موجب ترس و وحشت اهالی گردید.

این زلزله به مدت شش ثانیه به طول انجامید و اهالی صحنه، کنگاور و کرمانشاه سراسیمه از خانه‌ها بیرون آمده و به کوچه‌ها ریختند.

مرکز این زلزله در کنگاور بوده و خوشبختانه در هیچ یک از نقاط مذکور تلفات جانی وارد نیامد، ولی خسارات مالی در کنگاور و دهات اطراف و همچنین صحنه و قرای تابعه فوق‌العاده زیاد است.2

 

1. روز جمعه دوم فروردین 1342، برابر با 25 شوال، سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع)، امام ششم شیعیان، شهر قم چهره دیگری به خود گرفت. به دنبال اعلام عزای عمومی و سخنرانی‌های افشاگرانه امام خمینی و تلاش وی در جهت بسیج علما در سراسر کشور، اطلاعیه‌های فراوانی از سوی مجامع مذهبی و مساجد و کانون‌های تبلیغاتی برای برپایی جلسات پراکنده گردید. در این اطلاعیه‌ها از عموم مردم دعوت شده بود که با حضور در این جلسه ضمن تعزیت شهادت امام صادق(ع)، به گفتار سخنرانان پیرامون حوادث چندماهه اخیر کشور گوش فرا دهند. اسناد ساواک حکایت از آن دارد که رژیم نیز متقابلا سطح آمادگی خود را در جلوگیری از این جلسات و نهایتا سرکوب موج مخالفت مردم بالا برده بود.

 

سخنرانی امام در واپسین روز سال 1341، که سطح مبارزه را تا مرز شهادت پیش برده بود، باعث شد ارکان حکومت حساسیت خود را نسبت به روز موعود بیشتر نشان دهند. در همین راستا، ساواک طی بخش‌نامه‌ای دستورات لازم را در خصوص جلوگیری از برگزاری چنین جلساتی صادر نمود. این بخش‌نامه از بعضی شیوه‌های بازدارنده رژیم در مقابله با مجالس مذکور پرده برمی‌دارد: «اخیرا بعضی از وعاظ و علما مرکز و مجامع مذهبی، تراکت و اعلامیه‌هایی تحت عنوان عزای عمومی به جای برگزاری مراسم عید باستانی انتشار داده، احتمال دارد در منطقه آن ساواک بعضی از وعاظ در مساجد هنگام وعظ با توجه به اینکه روز جمعه دوم فروردین، که مصادف با رحلت امام صادق(ع) است، مطالبی بر خلاف مصالح کشور ایراد و اذهان عمومی را مشوب سازد، دستور فرمایید از هم‌اکنون با تشریک مساعی مأمورین و مسئولین انتظامی محل، همه گونه پیش‌بینی لازم معمول حتی در صورت وجود احتمال این گونه عملیات مخالف، مجالس باشکوه‌تر، در مخالفت با این گونه اظهارات تشکیل داده و در مقابل بیانات وعاظ محرک در مساجد نیز دستجاتی وجود داشته باشد که با ذکر صلوات مانع اظهارات نامناسب آنان بشوند ... . سرلشگر پاکروان»؛ رک: جواد منصوری، تاریخ قیام پانزده خرداد به روایت اسناد، ج 1، سند شماره 124/2.

براساس گزارش رئیس اسبق ساواک و مشاور عالی شاه، سرهنگ مولوی، رئیس ساواک تهران، با نیروهای تحت امرش برای سرکوب مردم عازم قم شد. رک: ظهور و سقوط سلطنت پهلوی: خاطرات ارتشبد حسین فردوست، ص 510.

 

در روز موعود، از سوی مراجع سه مجلس بزرگ در قم برگزار گردید. مجلس اول صبح جمعه در منزل امام برپا شد. درحالی‌که سخنران جلسه به بیانات خود ادامه می‌داد، عده‌ای از عوامل رژیم بر طبق دستور شروع به بی‌نظمی و فرستادن صلوات‌های بی‌جا نمودند. بلافاصله امام توسط آیت‌الله خلخالی پیغام دادند چنانچه این افراد از توطئه دست برندارند، ایشان به سمت حرم حضرت معصومه(س) حرکت و آنجا سخن آخر را با مردم خواهند کرد. به دنبال تهدید امام، مجلس نظم خود را به‌دست آورده و بدون حادثه‌ای ادامه یافت. رک: علی دوانی، نهضت روحانیون ایران، ص 230.

 

مجلس دوم به میزبانی آیت‌الله شریعتمداری در مدرسه حجتیه قم برگزار گردید. در آن مجلس نیز ایادی رژیم هنگام سخنرانی‌ حاج آقا انصاری قمی، به فرستادن صلوات اقدام نمودند. به گفته آقای دوانی، که خود در آن مجلس حضور داشت، برگزارکنندگان ناچار شدند از آقا حسن میره‌ای، پهلوان معروف قم، استفاده نمایند. ایشان با دو متر قد و هیبت و احترامی که داشت، با ایستادن کنار منبر و دستور سکوت به اغتشاشگران توانست آرامش را برقرار سازد. رک: علی دوانی، نهضت روحانیون ایران، ص 232.

 

فاجعه فیضیه

مجلس سوم به دعوت آیت‌الله گلپایگانی در بعدازظهر همان روز در مدرسه فیضیه برگزار گردید؛ درحالی‌که از صبح آن روز بیش از بیست اتوبوس در پوشش دهقان و کشاورز و در واقع ایادی رژیم همراه کماندوها و نیروهای مسلح قم تجمع کرده بودند. مدرسه فیضیه به عنوان مرکز قیام قم از حساسیت و اهمیت بیشتری برخوردار بود. نیروهای سرکوبگر به دو دسته تقسیم شده بودند: دسته‌ای علنی با لباس‌های نظامی، سلاح‌های گرم و ابزار سرکوب و دسته دیگر با لباس‌های مبدل درحالی‌که از سلاح‌های سرد و چماق نیز بهره‌مند بودند. اطراف مدرسه و درون مدرسه از نیروهای علنی و غیرعلنی پر بود. حدود هفت نفربر زرهی و تعداد زیادی نیروهای مسلح در پشت بام مسجد همراه دوربین و سایر آلات رعب، فضای وحشتناکی برای مردم ایجاد کرده بودند. رک: روح‌الله حسینیان، سه سال ستیز مرجعیت شیعه، ص 232.

 

در اواسط سخنرانی آقای آل طه، آیت‌الله گلپایگانی با عبور از دالان ماموران نظامی در بیرون مدرسه وارد صحن شدند و در یکی از حجره‌های جنب کتابخانه مستقر شدند. به گفته صالحی نجف‌آبادی، هنگام سخنرانی حاج‌آقای انصاری، عوامل رژیم شروع به فرستادن صلوات کردند و به سمت سخنران هجوم بردند و در‌حالی‌که سعی می‌کردند میکروفون را از سخنران بگیرند، ناگهان با شعارهای زنده‌باد شاه جلسه را به هم ریختند و در یک درگیری گسترده و بی‌سابقه شروع به ضرب‌وشتم حاضرین و تخریب و انهدام مدرسه کردند. رک: علی دوانی، نهضت روحانیون ایران، ص 234 به بعد.

 

شروع حمله با سوت سرهنگ مولوی، رئیس ساواک تهران، آغاز شد. به دنبال آن صدها کماندو و مامور با سلاح گرم و سرد به جان مردم بی‌پناه افتادند. صدها نفر توسط چاقو و پنجه‌بکس و زنجیر، زخمی و با جراحت‌های عمیق روانه بیمارستان و عده زیادی در بیوت علما پناهنده شدند، درحالی‌که تعداد زیادی نیز دستگیر و بازداشت گردیدند. در یک چشم به هم زدن، مدرسه و میدان آستانه، به میدان جنگ تبدیل شد و شهر قم به صورت یک شهر جنگ‌زده درآمد. به گفته یک شاهد عینی، بسیاری از طلاب از طبقه فوقانی مدرسه به داخل رودخانه خشک قم پرتاب شدند و دست و پای عده زیادی شکست. کماندوها و مأموران مخفی با شکستن درختان مدرسه به سمت طلاب حمله کردند و در عین حال از سوزاندن قرآن‌ها و کتب ادعیه و هر آنچه در حجره‌ها یافتند، ابایی نداشتند. رک: علی دوانی، نهضت روحانیون ایران، ص 237.

 

به ادعای رژیم در ماجرای حمله به فیضیه تنها یک نفر کشته شد! درحالی‌که طبق اطلاعیه حوزه علمیه «چندین نفر از طلاب را تا سر حد مرگ مضروب ساختند که پس از مدتی درگذشتند». رک: امام خمینی در آینه اسناد، ص 348.

براساس گزارش دیگری «... اجساد بسیاری را در کامیون ریخته و با خود بردند که یا در زیر درختان پنهان ساخته و یا در دریاچه گم و گور ساختند. از آن شهیدان تنها هویت سه نفر به‌دست آمد: یکی روحانی به نام سیدیونس رودباری و دو تن از کسبه و پیشه‌وران شهر قم». رک: امام خمینی در آینه اسناد، ص 348.

 

2. اطلاعات، 6 فروردین 1342.

چاپ خبر