• 6607 |
  • 1397/12/17 |
  • 14:16

16 اسفند 1341

اسدالله علم: هیئت حاکمه مانع ترقی مملکت بود/قطعنامه پایانی کنفرانس اقتصادی/اشل جدید حقوق پزشکان مورد موافقت قرار نگرفت/وزیر کشور خطاب به استانداران: از اختلال نظم جلوگیری کنید!/توافق بر سر بهره‌برداری بیشتر از مناطق نفتی/ادامه یادداشتهای توهین‌آمیز «روزنامه اطلاعات» علیه حوزه و روحانیت/کلیسا از سیاست کنار کشیده شما هم یاد بگیرید!/در جامعه ما بنیان اعتقادات مذهبی و اخلاقی سست شده است

اسدالله علم: هیئت حاکمه مانع ترقی مملکت بود

نخست‌وزیر در آخرین جلسه کنفرانس اقتصادی گفت: «به مقدار زیادی در سالهای اخیر هیئت حاکمه مانع ترقی مملکت بود.»

وی در عین حال اظهار داشت: ولی شاهنشاه از سالها پیش افکار مترقیانه‌ای برای پیشرفت مملکت ما داشتند.

مجلس یا هر طبقه‌ای که با دنیا هماهنگ نشود محکوم به فنا است.

انقلاب سفید ایران به رهبری شاهنشاه انجام شد و آن را به ما تحمیل نکردند.

 

قطعنامه پایانی کنفرانس اقتصادی

کنفرانس اقتصادی در قطعنامه خود به منظور تشویق سرمایه‌گذاری و ایجاد کار توصیه کرد از افزایش نرخهای مالیاتی خودداری شود.

مصونیت مالکیت خصوصی و سرمایه شخصی برای پیشرفت اقتصادی تضمین شده است.

باید برای روشن شدن وضع خرده‌مالکین و دهقانان هر چه زودتر تاریخ اجرای مرحله دوم اصلاحات ارضی اعلام شود.

نرخ مالیاتهای مستغلات نباید افزایش داده شود.

 

اشل جدید حقوق پزشکان مورد موافقت قرار نگرفت

مطبوعات در گزارشی اعلام کردند: «اشل جدید حقوق پزشکان مورد موافقت وزارت دارایی قرار نگرفت.»

بر اساس این گزارش «پزشکان می‌گویند اکثریت ما آه نداریم با ناله سودا کنیم آن وقت اضافه مالیات از ما می‌خواهند».

 

وزیر کشور خطاب به استانداران: از اختلال نظم جلوگیری کنید!

وزیر کشور طی تلگرافی به استانداران دستور داد: از اختلال نظم در شهرستانها از ناحیه هر دسته و طبقه که باشد با شدت جلوگیری کنید.

اختلال در اجرای «قوانین ملی» خیانت به نهضت عظیم و اصیل ملی مملکت است.

از تجاوز و اختلال با چنان شدتی جلوگیری کنید که هوس تجاوز به مقررات عمومی به دماغ هیچ کس رسوخ نکند.

 

توافق بر سر بهره‌برداری بیشتر از مناطق نفتی

مذاکرات نفت بین نمایندگان شرکت ملی نفت ایران و کنسرسیوم دیروز پایان یافت. مذاکرات درباره برنامه استخراج نفت در آینده، استفاده از گاز طبیعی، استفاده از کارشناسان ایرانی به جای خارجیان و انتصاب یک مدیر ایرانی برای شرکت جدیدالتاسیس انجام گرفت.

ایران و کنسرسیوم بر سر بهره‌‎برداری بیشتر از مناطق نفتی توافق کردند.

گماردن ایرانیان به جای خارجیها در صنعت نفت مهم‌ترین قسمت مذاکرات بود. کارکنان ایرانی نفت برای کارآموزی در مورد خرید و حسابداری به لندن اعزام می‌شوند.

 

ادامه یادداشتهای توهین‌آمیز «روزنامه اطلاعات» علیه حوزه و روحانیت

روزنامه «اطلاعات» در ادامه سرمقاله شماره گذشته خود در ستون «جریان روز» امروز خود تحت عنوان «مذهب و مسائل روز» نوشت: کلیسای امروز که به این درجه مورد احترام جامعه مترقی و متمدن مسیحی است، در حقیقت وارث همان کلیسای قرون وسطی است، لکن نزدیک به سه قرن کلیسا درحال زوال و به حال نزع بود و سالها طول کشید و خونها ریخته شد تا سرانجام روحانیت مسیحی توانست راه خود را پیدا کند و با قدم نهادن به آن راه اعاده حیثیت نماید و چنان‌که گفتیم امروز در دنیای پیشرفته غرب، کلیسا عالی‌ترین تکیه‌گاه معنوی مردم است.

 

کلیسا از سیاست کنار کشیده شما هم یاد بگیرید!

در سیاست هم کلیسا همین رویه را اتخاذ کرد؛ یعنی به خلاف سابق خود را از کشمکشهای موقتی و روزمره اهل دنیا کنار کشید و نیروهای خود را در طریق مبارزه با دشمنان نامرئی انسانیت، اخلاق، تقوی، صلح و سلم تجهیز کرد.

 

در جامعه ما بنیان اعتقادات مذهبی و اخلاقی سست شده است

خوشبختانه روحانیت اسلامی، در چهارده قرن که از تاسیس شریعت پیامبر گرامی اسلام می‌گذرد تا به امروز در هیچ نقطه‌ای از جهان اسلام دچار چنان فساد و دستخوش چنان زوالی که کلیسای مسیحی شد نگشته است و این دلائل بسیار دارد که مستلزم بحث علیحده‌ای است، ولی کتمان نباید کرد که در جامعه خود ما بنیان اعتقادات مذهبی و اخلاقی سست شده است و اگر به این روال پیش برویم، خواه‌ناخواه روحانیت نیز دستخوش زوال و انحطاط خواهد شد؛ چون عظمت و قدرت روحانیت بستگی تام و تمام به درجه ایمان و اعتقاد عمومی دارد، هرچه مردم معتقدتر، روحانیت قوی‌تر.

اعتراف باید کرد که گردش روزگار موجباتی پیش آورده که اگر در قرن نهم، اروپا به تمدن جهان اسلام غبطه می‌خورد، امروز جامعه اسلامی به تمدن و تعالی اروپا حسرت می‌برد؛ یعنی در این مدت ما راه نشیب پیموده‌ایم و آنها راه فراز. حال بیاییم بررسی کنیم که آیا در چنین شرایطی وظیفه روحانیت ما چیست؟1  

 

1. اطلاعات، 16 اسفند 1341، ص 2. روزنامه «اطلاعات» بدون اشاره به اینکه اکثر نهادهای آموزشی و پرورشی جامعه از مدرسه و دانشگاه گرفته تا سینماها و... در دست حکومت بوده و رژیم پهلوی از طریق این نهادها ابتذال را به جامعه تزریق می‌کرد، از انحطاط اعتقادات اخلاقی و مذهبی جامعه در اوایل دهه 1340ش سخن می‌گوید!

دراین‌باره ضروری است به بخشی از سخنان امام خمینی(ره) در دیدار علی امینی، نخست‌وزیر وقت پهلوی، در اول دی‌ماه 1340 با ایشان بپردازیم که مشروح آن در روزشمار 1 دی‌ماه همان سال آمده است.

 

امام خمینی(ره) در این دیدار، خطاب به نخست‌وزیر وقت می‌گویند: «من تاکنون به کشف این راز موفق نشده‌ام که چه ارتباطی بین دانشگاه‌های کشور و بی‌اعتقادشدن جوانان به مبانی دینی وجود دارد؟ امروز ما شاهدیم که اکثر جوانانی که از آموزشگاه‌های دولتی فارغ‌التحصیل می‌گردند و جذب اجتماع و خدمت می‌شوند، اغلب به احکام اسلام و معتقدات مذهبی پایبندی و علاقه کافی نشان نمی‌دهند. حتی گاهی تبلیغات سوء دارند و عده‌ای دارای پاره‌ای از مفاسد اخلاقی نیز هستند که مضر جامعه و افراد می‌باشد. معلوم می‌شود که در فرهنگ و آموزش عالی، برنامه منظم مذهبی و آموزشی، و برنامه منظم تربیتی و تهذیبی وجود ندارد. این قبیل پدیده‌ها معلول نامرتبی برنامه دینی و اخلاقی و فرهنگ آموزش می‌باشد».

 

روحانیت انتظار دارد

ایشان در ادامه تصریح می‌کنند: «روحانیت انتظار دارد دولت ترتیبی بدهد که این گونه مسائل پیش نیاید یا دستورات اکیدی صادر کند تا برنامه‌های دینی و اخلاقی در مراکز تعلیم وتربیت عموما و در دانشگاه‌ها خصوصا توسعه و گسترش یابد و نسبت به اخلاق و رفتار دانش‌آموزان و دانشجویان مراقبت کافی و لازم به عمل آورند تا نسل جوان کشور دچار سقوط معنویت نگردد؛ چون مشخص است که نوباوگان امروز، رجال آینده کشور را تشکیل می‌دهند. اگر امروز در فرهنگ و آموزش آنان کاری صورت نگیرد، فردا وضع وخیم‌تر و ناگوارتر خواهد بود».

 

علی امینی، پس از بیانات امام خمینی، می‌گوید: «ما از نخست به این امر مهم توجه داشتیم و می‌دانیم مملکت بدون دیانت و فضیلت، بقا و ثبات ندارد و فرهنگ ستون فقرات این مملکت را تشکیل می‌دهد. ولی جای گله وجود دارد که عدم همکاری موثر خود روحانیون محترم نیز در پیدایش این مفاسد اخلاقی که اشاره فرمودید بی‌اثر نبوده است. کناره‌گیری آنان از فرهنگ و مسائل آموزشی و تربیتی از عوامل گسترش این نوع مفاسد و بی‌اعتمادیهاست».

 

وی ادامه می‌دهد: «من اعتراف می‌کنم در دانشگاه‌های ما اساتید یهودی، مسیحی، زرتشتی و حتی بهایی و... وجود دارد، ولی چه باید کرد؟ وقتی در دانشگاه باز است، نمی‌توان آن را بدون استاد گذاشت و هنگامی که استاد صالح و درست‌کار وجود ندارد، طبیعی است که خلأ ایجادشده از اساتید غیرصالح پر می‌شود. مسئولیت این کار هم بر عهده خود آقایان روحانیون می‌باشد که همکاری لازم را از روز نخست با فرهنگ نداشته‌اند».

 

پاسخ امام خمینی به علی امینی

در ادامه امام خمینی(ره) به سخنان نخست‌وزیر وقت واکنش نشان داده و می‌گوید: «شما اشاره‌ای به تأسیس دانشگاه نمودید و تقصیر این مفاسد اخلاقی را برعهده روحانیت گذاشتید، پس به حساب شما روحانیت می‌خواهد مردم بی‌دین باشند. به گمان شما روحانیت می‌خواهد مردم در مفاسد اخلاقی به سر برند؟ ولی یادتان می‌آید در آن روزگار تاسیس دانشگاه، حکومت در دست چه کسی بود؟ کی‌ها بودند که حکومت ایران را اداره می‌نمودند؟ می‌دانم شما نمی‌توانید پاسخ صریح به این سوال بدهید. اجازه بدهید من خودم توضیح دهم تا کاملا رفعه شبهه شود. آن روز حکومت در دست سردار سپه رضاخان بود.

 

آیا می‌دانستید که رضاخان را انگلیسیها روی کار آوردند و او سرسپرده بریتانیا و یک حکومت دست‌نشانده بیگانه بود؟ شما می‌فرمایید روحانیون با یک حکومت دست‌نشانده همکاری می‌نمودند؟ روحانیت هرگز نمی‌توانست با یک حکومت دست‌نشانده اجنبی همکاری و معاونت داشته باشد. خود آنان مردم را از اعانت به ظلم و ظالم برحذر می‌دارند. می‌فرمایید خودشان می‌آمدند اعوان‌الظلم می‌گشتند و به ستمکار کمک می‌نمودند؟ نه روحانیت هرگز چنین اجازه‌ای را نداشت.

 

آنان به هیچ قیمت حاضر نمی‌شدند با دست‌نشاندگان خارجی تفاهم و مساعدت داشته باشند و چون در آن ایام چنین حکومتی وجود نداشت و خودشان امکانات برپا ساختن چنین حکومتی را نداشتند، ناچار خانه‌نشین شدند و به گوشه حجرات مدارس و مساجد پناه بردند و منتظر فرصتی بودند که بتوانند به وظیفه خود قیام نمایند. شما درست می‌فرمایید که پنجاه سال پیش، اکثریت باسوادان کشور را روحانیون تشکیل می‌دادند، ولی آنان چگونه می‌توانستند برخلاف علم خودشان با حکومت دست‌نشانده همکاری و همراهی نمایند؟ ایران آن روز حکومت مستقلی نداشت و روحانیت نمی‌توانست با همکاری خود بر اعمال حکومتهای دست‌نشانده صحه بگذارد و آنان را مورد تایید و تصدیق قرار دهد. آن روزها تنها راه چاره را انفعال از وضع موجود و انتخاب عزلت و گوشه‌گیری می‌دانستند».

رک: صحیفه امام، ج 21، ص 477؛ فصلنامه مرکز بررسی‌های اسلامی، سال اول، ش 4-1، صص 196ـ205.

درباره وضعیت فرهنگ در حکومت پهلوی به یادداشتها و گزارشهای زیر که در سایت موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران منتشر شده است نیز مراجعه کنید:

چاپ خبر