• 20131 |
  • 1400/05/24 |
  • 13:23

24 مرداد 1344

گزارش ساواک از اختلافات خسروانی با وزیر دارایی!/ سرتیپ مقدم دستورات شفاهی و کتبی رئیس ساواک درباره فرزند آیت‌الله خمینی را ابلاغ کرد!/ مایه‌کوبی همگانی در تهران/ کشته شدن دو عراقی و یک ایرانی توسط مرزبانان عراقی/ شهربانی برای کشف جرائم و مجرمین از سگ‌های پلیس استفاده می‌کند!/ برای مردم کارت عوارض صادر می‌شود/ هیچ کس از شهرداری راضی نیست، نه مردم و نه خود شهردار!

 

گزارش ساواک از اختلافات خسروانی با وزیر دارایی!

بر اساس یک گزارش ساواک به تاریخ 24 مرداد 1344 «محترما به استحضار می‌رساند اطلاعیه مورخه (14 /4 /1344) حاکی است که دکتر منوچهر آموزگار، وزیر دارایی، در نظر دارد اسدالله کاظمیه را که کفیل سابق وزارت بازرگانی و از ایادی دکتر علی امینی، نخست‌وزیر پیشین، می‌باشد، به معاونت وزارت دارایی انتخاب نماید و دراین‌باره از دکتر علی امینی کسب تکلیف و نظریه خواسته و دکتر علی امینی با نظریه وی موافقت نموده است».

این سند می‌افزاید: «جریان از ساواک استان مرکزی استعلام و ساواک مزبور اعلام داشته است که دکتر منوچهر آموزگار فعالیت می‌نماید که اسدالله کاظمیه، کفیل سابق وزارت دارایی، را به معاونت خود منصوب نماید و لیکن به طوری که شایع است عطاء‌الله خسروانی، وزیر کار، دکتر منوچهر گودرزی، وزیر مشاور، و دکتر رشتی1 در نظر دارند چند نفر از جوانان حزبی را برای تصدی این سمت معرفی و با انتخاب کاظمیه مخالفت می‌کنند».2

 
سرتیپ مقدم دستورات شفاهی و کتبی رئیس ساواک درباره فرزند آیت‌الله خمینی را ابلاغ کرد!

بر اساس یک سند ساواک به تاریخ 24 مرداد 1344 و به امضای سرتیپ مقدم، مدیر کل اداره سوم، «تیمسار ریاست ساواک در مورد بازگشت مشارالیه به کشور پی‌نوشت فرمودند: می‌تواند بیاید مشروط به آنکه در دهات خود در نزدیکی خمین زندگی نماید و باید دو نفر ژاندارم و دو نفر مأمور آگاهی از شهربانی مراقب بوده که با یک نفر غیر از اهل منزل خود و بستگان درجه یک تماس نگیرد... در غیر این صورت نمی‌تواند بیاید. ضمنا اوامر دیگری صادر فرمودند که شفاها به سرکار سرهنگ مولوی و سایر مسئولین اعلام گردید».3

 
مایه‌کوبی همگانی در تهران

سخنگوی وزارت بهداری امروز اعلام داشت که به منظور تسهیل در امر مایه‌کوبی همگانی برضد بیماری شبه‌وبا (التور) ۸۹ مرکز مجهز از هفته گذشته دایر گردیده و آماده برای تلقیح می‌باشد.

سخنگوی وزارت بهداری افزود: برای کسانی که قصد دریافت کارت مسافرت به نقاط داخلی کشور را دارند مراکزی آماده برای تلقیح می‌باشد.

همچنین اشخاصی که قصد مسافرت به خارج از کشور را دارند باید برای تلقیح و دریافت کارت مسافرت بین‌المللی به بهداری کل استان تهران و یا انستیتو پاستور ایران مراجعه نمایند. این اقدامات به منظور جلوگیری از بومی شدن بیماری شبه‌وبا در ایران به عمل آمده است.

 
کشته شدن دو عراقی و یک ایرانی توسط مرزبانان عراقی

روزنامه «اطلاعات» نوشت: به علت شایعه بروز بیماری «شبه‌وبا» در ایران، مرزبانان عراقی از ترس سرایت این بیماری، مرزهای ایران را به‌شدت تحت کنترل قرار داده‌اند. دیروز دو نفر عراقی که برای زیارت مشهد به ایران آمده بودند، هنگامی که به اتفاق یک نفر ایرانی قصد عبور از مرز ایران و عراق و ورود به خاک عراق را داشتند و به دستور مرزبانان عراقی توجه نکرده و توقف ننمودند، هدف گلوله قرار گرفتند و کشته شدند.

هنوز هویت این سه نفر معلوم نشده و تحقیقات دراین‌باره ادامه دارد.

 
شهربانی برای کشف جرائم و مجرمین از سگ‌های پلیس استفاده می‌کند!

روزنامه «اطلاعات» نوشت: امروز کسب اطلاع شد که به‌زودی مأمورین کشف جرائم و جنایات شهربانی کل کشور برای مبارزه با سارقین و قاچاقچیان و شناختن و دستگیری جنایتکاران از سگ‌های پلیس استفاده خواهند کرد.

به این منظور هم‌اکنون هفده سگ آلمانی تربیت‌شده تهیه گردیده و تعلیمات آنها کامل شده است.

مأمورین برای آنکه به محل قاچاق تریاک و مخفیگاه قاچاقچیان پی ببرند، ابتدا مقداری تریاک در مقابل بینی این سگ‌ها گرفته و سگ با بو کردن تریاک مأمورین را به محلی که تریاک پنهان شده هدایت می‌کند.

برای شناختن دزدانی که پس از سرقت متواری شده‌اند با استفاده از اشیایی که از آنها به جا مانده و یا اسباب و اثاثیه‌ای که دست سارقین به آنها خورده از همین روش استفاده می‌شود. از این سگ‌ها برای شناختن قاتلین هم استفاده خواهد شد. سگ‌های پلیس اکنون زیر نظر مأمورین مخصوص در کلانتری یوسف‌آباد به‌سر می‌برند و به‌زودی خدمت آنها شروع خواهد شد.

 
برای مردم کارت عوارض صادر می‌شود

روزنامه «اطلاعات» نوشت: 39 قلم عوارض گوناگون شهرداری که پرداخت آن برای مردم تهران و وصولش برای خود شهرداری همیشه مایه گرفتاری و دردسر بوده است، ساده و یکنواخت می‌شود و برای این کار شهرداری تهران برنامه‌هایی در دست تهیه و اجرا دارد که به موجب آنها برای هر مؤدی عوارض شهرداری یک کارت مخصوص عوارض تهیه و نگهداری می‌شود.

دیروز از قول مقامات شهرداری اعلام شد که اقداماتی برای یکنواخت کردن عوارض شهرداری به عمل می‌آید و مسئولان شهرداری می‌خواهند ترتیبی بدهند که مردم در موقع محاسبه و پرداخت عوارض شهرداری نیازی به مأمور و محاسب و مقررات نداشته باشند.

این اقدامات در شهرداری زیر نظر آقایان مهندس سرلک، شهردار، و پیروز، معاون شهردار، به عمل می‌آید و مأموران مطلع شهرداری و بانک آنها را همراهی می‌کنند تا مقررات جدید آماده شود و مردم آسوده گردند.

 
هیچ کس از شهرداری راضی نیست، نه مردم و نه خود شهردار!

روزنامه «اطلاعات» در سرمقاله شماره امروز خود نوشت: در این چند شب متوالیا اخباری داشتیم از شهرداری تهران حاکی از اینکه کمیسیون‌هایی برای تعدیل عوارض و انطباق آن با مقتضیات روز تشکیل می‌شود و شهردار تهران برای مشاوره در این خصوص همه‌روزه به وزارت کشور مراجعه می‌کند. آنچه خبرنگار ما گزارش کرده مشتمل است بر اینکه اولا برای تسهیل در پرداخت عوارض شهرداری از طرف مردم، سازمان‌های وصول عوارض مانند سازمان‌های بانکی مجهز می‌شود و ثانیا جهت قطع ارتباط مردم و مأمورین شهرداری ترتیبی داده خواهد شد که هر مؤدی دارای کتابچه‌ای باشد و آن کتابچه وضع او را در مقابل شهرداری مشخص کند.

اگر واقعا شهرداری تهران در این تصمیم مصمم و صادق باشد، به تحقیق می‌توان ادعا کرد که بار بزرگی از دوش مردم برداشته می‌شود؛ زیرا همان‌طور که خبرنگار ما نیز در گزارش خود نوشته بود، امروزه یکی از مشکلات مبتلابه مردم تهران همین مسئله عوارض شهرداری است که نه مردم از آن رضایت دارند و نه شهرداری می‌تواند راضی باشد؛ زیرا مردم عوارض را عادلانه نمی‌دانند و شهرداری نیز مدعی است که هیچ‌گاه از طریق وصول عوارض به حق خود نمی‌رسد.

درابتدای مشروطیت، شهرداری تهران عبارت بود در اداره احتساب و تنظیف که چنان که از اسمش برمی‌آید، اولی مامور وصول عوارض و ترتیب و تنظیم محاسبات شهرداری بود و دومی مأمور تمیز کردن خیابان‌های معدود تهران. بعدها یک اداره روشنایی هم به این تشکیلات اضافه شد که وظیفه‌اش روشن کردن چراغ‌های چند خیابان تهران بود. از صدر مشروطیت تاکنون دستگاه شهرداری عبارت از همین سه اداره است که متناسب توسعه بی‌قواره شهر، وسعت یافته و بزرگ شده‌اند بی‌آنکه سازمان آنها متناسب مقتضیات زمان تغییر کند.

تفاوت موضوع، تنها دو چیز است: یکی اینکه آن زمان همان تشکیلات ناقص ابتدایی، وظایفی را که درباره شهر متعهد بود انجام می‌داد و دوم اینکه مردم تماسی با شهرداری نداشتند. کسی اگر می‌خواست خانه بسازد، ناچار از مراجعه به شهرداری نبود. کسی اگر می‌خواست مغازه دایر کند ناگزیر از گرفتن جواز کسب نبود. کسی اگر می‌خواست زمین بفروشد یا زمین بخرد، محتاج به این نبود که مفاصا حساب از شهرداری بیاورد و ارائه دهد. این بود که شاید دستگاه شهرداری به طور کلی، یکی از تشکیلات خوب آن زمان حساب می‌شد درحالی‌که امروز دولت از طرز کار شهرداری انتقاد می‌کند. شهردار از شهرداری ناراضی است. مردم هم که جای خود دارند.

به عقیده ما این وضع، شایسته شأن شهرداری نیست که همیشه اوقات طرف انتقاد واقع شود و هر کس بخواهد از زمین یا آسمان خرده بگیرد، مقدمه آن را از شهرداری شروع کند. شهرداری، ضامن آبرو و اعتبار و حیثیت هر شهر است و هیچ دلیل ندارد که شهرداری تهران چنین صورتی نداشته باشد.4

 

روزنامه اطلاعات، 24 مرداد 1344، صفحه 1

 

 

1. دکتر محمدعلی رشتی فرزند رضا در 1297ش در یزد به دنیا آمد. او پس از پایان تحصیلات ابتدایی در یزد، وارد کالج انگلیسی اصفهان شد و دوره متوسطه را در آن کالج به پایان رساند؛ سپس وارد دانشگاه تهران و لیسانسیه شد و پس از آن برای تکمیل تحصیلات خود رهسپار آمریکا گردید و دوره فوق لیسانس رشته حقوق بین‌الملل و علوم سیاسی را گذراند و از مدرسه تحقیقات علوم اجتماعی نیویورک موفق به اخذ دکترای علوم سیاسی و حقوق اساسی شد.

وی مدت ده سال در دایره‌المعارف انتشارات و رادیو سازمان ملل متحد به خدمت پرداخت و دو سال هم نماینده سازمان ملل در هند بود. دکتر رشتی یک سال هم سردبیری روزنامه انگلیسی «تهران جورنال» (Tehran Journol) را بر عهده داشت.

رشتی به مدت یک سال قائم‌مقام شرکت معاملات خارجی و سپس معاون امور اداری سازمان برنامه بود و چندی نیز مدیریت دفتر روابط عمومی سازمان ملل را عهده‌دار گردید.

وی در دوره‌های بیست‌ویکم، بیست‌ودوم و بیست‌وسوم، از یزد به مجلس شورای ملی راه پیدا کرد.

2. جمشید آموزگار به روایت اسناد ساواک، ص 90.

3. سطر آخر نامه به خط سرتیپ مقدم، مدیرکل اداره سوم ساواک، اضافه شده است که به تعبیری «فرمان تیراندازی به هرکس که به منزل آیت‌الله مصطفی خمینی نزدیک شود» تا آنجا غیر انسانی و وحشتناک بود که مقدم به خود اجازه نداد که آن را روی کاغذ بیاورد. رک: نهضت امام خمینی، ج 2، ص 94.

فرمان یادشده «به نظر می‌رسد که از طرف خود شاه بوده است و آنچه دنبال آن آمده "در غیر این صورت نمی‌تواند بیاید" هشداری به فرمانبران، مقامات نظامی، انتظامی ساواک بوده است که اگر این فرمان را نمی‌توانید به اجرا در بیاورد، نمی‌تواند بیاید؛ ازاین‌رو می‌فهمیم با وجود آنکه شرایط سخت و شدید و التزام نامه مورد دلخواه ساواک و دیگر پیشگیری‌های به‌اصطلاح امنیتی هم انجام پذیرفت، جریان بازگشت آیت‌الله مصطفی خمینی یک‌باره متوقف گردید و دیگر در این زمینه سخنی به میان نیامد».

رک: همان، ج 2، ص 9.

4. اطلاعات، 24 مرداد 1344، صص 1، 2، 13 و 15.

چاپ خبر